سخن از نسب علی علیه السلام
وی علی پسر ابوطالب بود. نام ابیطالب عبد مناف بود، پسر عبدالمطلب بن هاشم ابن عبد مناف مادر علی علیه السلام فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف بود. (تاریخ طبری)
سخن از وصف علی بن ابی طالب
اسحاق بن عبدالله گوید : از ابو جعفر محمد بن علی پرسیدم : وصف غلی علیه السلام چگونه بود؟ گفت : « مردی بود تیره و پر رنگ، با چشمان درشت و شکم بر آمده، و سر طاس، مایل و کوتاهی. » (تاریخ طبری)
خودتان قضاوت کنید، کدام یک از عکس های فوق به روایت فوق نزدیک تر است.
شیعیان علی را در حد خدا می پرستند، من هم سعی می کنم شما را از جنبه های دیگر زندگی او آگاه سازم. مدام دم از عدالت علی زده می شود، بسیاری صحت تاریخی ندارد و برخی هم اساسا ارزش نیست ولی از آنجایی که علی انجام داده برای شیعیان مقدس جلوه می کند. به عنوان مثال برادر کور و فقیرش اشتباهی مرتکب شده و ظاهرا از او چیزی ناحق می خواهد، اگر نمی خواهد از اموالی که از ملل دیگر غارت کرده اند و بعد نامش را بیت المال نهاده اند به فقیر بدهد از جیب خودش بپردازد، اگر خودش ندارد، برود کار کند، اگر نمی خواهد خودش را بزحمت بیاندازد او را نصیحت کند. ایشان که خیرشان نمی رسد حداقل شر مرساند. ذغال کف دست آدم نابینا نهادن دیگر چه حرکتیست؟
اصلا نمی دانم ما ایرانیان شیعه 1400 سال است که با نام علی و فرزندان علی بیمار شفا می دهیم، خوب آسمان به زمین می آمد که لطف می کرد بجای ذغال یک مقدار ناقابل از آب دهن یا بینی و یا ... بر چشم این بیچاره می مالید تا بینا می شد؟!
بعد اگر بگویند وحشی عده ایی موضع می گیرند، آخر ذغال کف دست گذاشتن حرکتی وحشیانه است یا خیر؟ البته احتمالا این حرکت در مقابل با سر بریدن هفتصد هشتصد انسان در یک روز یک تذکر کوچک و پند آموز بحساب می آید و شاید نشانه ی متمدن شدن ایشان بوده!
انسان نیازها و تمایلات مختلفی دارد، یکی از این نیازها، نیازهای جنسی ست. به نظر من این که هر کسی چگونه نیازهای زندگیش از جمله نیازهای جنسیش را برطرف نماید مربوط به خود اوست، ولی وی باید روشی را انتخاب کند که حق دیگران را ضایع ننماید.
یکی از مشکلات دین مبین اسلام از نظر من این است که مرد با هر چند زن که خواست (در شیعه 4 عقد و تعدادی نامعلوم صیغه، در تسنن 4 عقد ) بخوابد ولی زنانش فقط حق دارند فقط با او باشند، بعد از جدایی مرد دقایقی بعد می تواند با زنی دیگر باشد، ولی زن جدا شده باید عده ( تقریبا 40 روز ) نگه دارد.
یا باید رابطه ی میان زن و مرد یک به یک باشد، و یا اگر قرار شد طرفی با چند نفر باشد، طرف مقابل هم حق انجام چنین کاری را داشته باشد.
سخن از همسران و فرزندان علی
نخستین زنی که گرفت فاطمه دختر پیمبر خدا صلی الله علیه و سلم بود که جز او زنی نگرفت تا در گذشت. از فاطمه حسن و حسین را داشت. گویند فرزند دیگری از او داشت به نام محسن که در خردسالی در گذشت، با زینب کبری و ام کلثوم کبری.
پس از فاطمه ام البنین دختر حزام را به زنی گرفت که عباس و جعفر و عبدالله و عثمان را برای وی آورد که با حسین علیه السلام در کربلا کشته شدند و به جز عباس دیگران دنباله نداشتند. لیلی دختر مسعود بن خالد را به زنی گرفت و عبید الله و ابوبکر را برای وی آورد که به گفته ی هشام بن محمد در طف با حسین کشته شدند.
و نیز اسمای خثعمی دختر عمیس را به زنی گرفت که به گفته ی هشام بن محمد، یحیی و محمد اصغر را برای وی آورد، چنانکه هم او گوید دنباله نداشتند اما به گفته واقدی اسما یحیی و عون را برای علی آورد. بعضیها گفته اند محمد اصغر از کنیزی زاده بود. واقدی نیز چنین گفته است، به گفته وی محمد اصغر با حسین کشته شد.
و هم علی بن ابیطالب، از صهبا، ام حبیب دختر ربیعه بن بجیر بن عبد که از جمله اسیران خالدبن ولید در اثنای حمله به عین التمر بود عمر و رقیه را آورد. عمر چندان بزیست که به سن هشتاد و پنج سالگی رسید و یک نیمه میراث علی علیه السلام از آن وی شد و به ینبع در گذشت.
و هم او علیه امامه دختر ابوالعاص بن ربیع را که مادرش زینب دختر ابو العاص بن ربیع را مادرش زینب دختر پمبر خدا صلی الله علیه و سلم بود به زنی گرفت که محمد اوسط را آورد.
محمد اکبر که او را محمد بن حنیفه گویند نیز فرزند علی بود که از خوله دختر جعفر بن قیس از بنی حنیفه. محمد بن حنیفه به طایف در گذشت و ابن عباس بر او نماز کرد.
و هم او علیه السلام ام سعید دختر عروه بن مسعود ثقفی را به زنی گرفت که ام حسن و رمله کبری را از او آورد،
هم او از زنان مختلف دخترانی داشت که نام مادرانشان را نگفته اند. از جمله ام هانی و میمونه و زینب صغری و رمله صغری و ام کاثوم صغری و فاطمه و امامه و خدیجه و ام کرام و ام سلمه و ام جعفر و جمانه و نفیسه که همگی دختران علی علیه السلام بودند و مادرانشان کنیزان مختلف بودند.
و هم او علیه السلام محیاه دختر امروالقیس بن عدی بن اوس کلبی را به زنی گرفت که دختری برای وی آورد که به خردسالی در گذشت.
واقدی گوید : دخترک به مسجد می آمد بدو می گفتند دایی هایت کیانند؟ می گفت : وه وه یعنی کلب (سگ).
واقدی گوید: پنج کس از فرزندان علی دنباله داشتند حسن و حسین و محمد ابن حنفیه و عباس پسر کلابی و عمر پسر زن تغلبی. (تاریخ طبری)
الا هم صل الی محمد و آل محمد، خوب گوش شیطون کر ظاهرا تموم شد! خدا پدر و مادر ابن ملجم و بیامرزه و گرنه خدا می دونه چقدر دیگه من بدبخت باید تایپ می کردم. خوبه تونستن ایرانو غرارت کنن و گرنه کدوم حقوق و منبع درآمده که بتونه این همه زن و بچه و کنیز و سیر کنه؟
چند نکته این روایت دارد، که شاید به علت طولانی بودن به آن ها دقت نکرده باشید.
در کتب اهل تسنن خوانده بودم که فاطمه مریض شد و مرد و کسی کتف او را نشکسته، در اینجا هم بیان شده که محسن در خردسالی مرده است. " گویند فرزند دیگری از او داشت به نام محسن که در خردسالی در گذشت"
نام فرزندان علی، که در بین آن ها "ابوبکر، عمر، عثمان" دیده می شود، پس روابطشان از ابتدا با هم بد نبوده و اگر هم در آینده بد شده بخاطر جنگ بر سر خلافت بوده است.
بجز عباس برادران ناتنی دیگرش از جمله "جعفر و عبدالله و عثمان و محمد اصغر و عبید الله و ابوبکر" نیز با حسین کشته شدند، شایسته است که حکومت حداقل در مراسم عذاداریش یادی از فرزندان علی بکنند، ولی این یاد همراه با آوردن نام "ابوبکر" و "عثمان" است.
لیست بالا نام تمام زنان علی نیست. " هم او از زنان مختلف دخترانی داشت که نام مادرانشان را نگفته اند."
به نظر من این تعداد زن و کنیز ( که تعداد آن ها هم مشخص نیست ) نشانه ی میل جنسی بالا و تمایل به تنوع در رابطه ی جنسیست. شاید از نظر علی پرستان, علی برای کمک کردن به این زنان آن ها را به زنی می گرفته، ولی این حرف منطقی نیست، مگر برای کمک کردن به یک زن حتما باید با او همبستر شد؟
اصلا شاید به همین علت به برادر نابینای خود کمک نکرد!













