به علت فیلتر، آدرس سایت را عوض نمودم، آدرس جدید:
www.ForFreeIR1.blogspot.com
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران باستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران باستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

سپندار مذگان



اینک زمین را می ستاییم؛
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهوره مَزدا !
زنان را می ستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین راستی برخوردارند، می ستاییم.
اوستا - یسنا 38 - بند 1


قبل از هر چیز سپندار مذگان را تبریک می گویم، به خصوص به بانوان.

در مورد سپندار مذگان در گذشته مطلبی به نسبت کافی از سایت های مختلف جمع آوری کردم (لینک به پست سپندار مذگان). در این پست می خواهم چند نکته را یاد آور شوم.


یکم: سپندار مذگان بیش از هر چیز روز گرامی داشت زن و مادر می باشد، پس جایگزینی ست بسیار مناسب برای روز زن.

ابوریحان بیرونی می‌نویسد: "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می‌رود."


دوم: با این حال به نظر من می تواند روز عشاق نیز باشد. برای من سپندار مذگانی که در آن زمین، زنان و مادران گرامی داشته می شود، بسیار زیباتر و به عشق نزدیک تر است تا سالروز اعدام یک کشیش! نمی دانم چرا تا نام کشیش را می شنوم به یاد جنگ های صلیبی، تجاوز به کودکان، خرافات، عقب ماندگی و ... می افتم!


سوم: آیا باید به ایرانی بودن خود افتخار کنیم؟
در جواب می توان گفت که چند هزار سال پیش در حالی که مردان ایرانی در روز سپندار مذگان زنان را ستایش می کردند، مردان عرب دختران خود را زنده بگور می کردند.
ولی این مربوط به چند هزار سال پیش است، اکنون چه؟
شاید صد سال دیگر یک آلمانی در کتاب تاریخش این را بخواند. "در زمانی که در کشور ما خانم مرکل صدر اعظم بود، در ایران اعتبار شهادت، دیه و ارث زنان نصف مردان بود، حق قاضی شدن نداشتند و ... حتی در برخی نقاط این کشور دختران را ختنه می نمودند."

۱۳۸۷ آذر ۳۰, شنبه

شب یلدا



امسال نیز همچون سال های گذشته شب یلدا را گرامی می داریم. از طرف خود آن را به تمامی ایرانیان شاد باش می گویم.

جشن شب یلدا یا شب چله از هفت هزار سال پیش تاکنون در میان ما ایرانیان برگزار شده است. جهان مسیحیت نیز تقریبا 1700 سال است که شب یلدای ما را جشن می گیرند، البته به اشتباه آن را میلاد مسیح می نامد در حالی که با توجه به اشاره های انجیل ها به فصل زراعت واعتدال هوا، میلاد مسیح نمی تواند در روز 21 و یا 25 دسامبر (اول دی و یا پنجم دی) باشد.
به علت این که سال گذشته پستی در مورد پیشینه ی شب یلدا نوشتم در اینجا به تکرار آن مطالب نمی پردازم. (لینک به پست سال گذشته شب یلدا)

امسال نیز همچون سال گذشته به رسم اجدادمان شب زنده داری خواهم کرد و تا طلوع خورشید به انتظار باز زائیده شدن خورشید خواهم نشست.
امیدوارم در تمامی روز های سال، همچون روز "دی گان" (روز پس از شب یلدا، روز خورشید) خودمان را از هر بدی دور نگه داریم.

۱۳۸۶ دی ۱, شنبه

شب یلدا



عمرتون صد شب یلدا ... دلتون قدر یه دریا
توی این شبهای سرما ... یادتون همیشه با ما


شب یلداتون مبارک، امیدوارم در کنار خانواده و خویشاوندانتان ساعات خوبی رو گذرانده باشید.
من امسال به رسم اجدادمان شب زنده داری کردم و "دی گان" (روز تولد خورشید) را بهانه یی قرار می دهم که خود را از هر بدی، هر چند بسیار کوچک دور بدارم، البته نه با حبس خود در خانه!
به امید روزی که در هر روزی از سال همچون "دی گان"، خود را از بدی ها دور نگه داریم.



شب یلدا:
شب یلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال است.
ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.


پبشینهٔ جشن
یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است .

بسياری بر اين باورند که ريشه‌ی پاس‌داشت شب چله ميراث قوم کاسپیان‌ است . کاسپ‌ها از اولين اقوام آريايی هستند که وارد ايران شدند.ان‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گيلان امروزی سکنی گزيدند و پس از چندی به نقاط ديگر ايران مهاجرت کردند . کاسپ‌ها قوم نيرومندی بودند و تمدن توانمندی را پايه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زيگورات چغازنبيل، آسياب‌ها و قنات‌های دزفول و شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد. هم‌چنين پل‌های بسياری با نام آناهيتا در سراسر ايران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هايی توانستند انحراف ٢٣ درجه‌ی مدار زمين در گردش به دور خورشيد را اندازه‌گيری کنند . کاسپ‌ها با استفاده از اين ابزار به تقويمی دقيق دست يافتند و دريافتند که پس از آخرين شب پاييز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود.

این جشن در ماه پارسی «دی» ( تولد دوباره خورشید ) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژه ی روز ( DAY ) در زبان انگلیسی ( که همریشه با زبانهای کهن آریایی است ) نیز از نام این ماه برگرفته شده است . نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین . یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است . ( برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است ) .

بعد از هجرت گسترده ي مسحيان در زمان کشتار امپراطوري روم به ايران و منطقه هاي آسياي صغير . هنگام توسعه‌ي آيين مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زايش مهر و نور و راستي با شکوه تمام برگزار مي‌شده است و پس از استيلاي مسيحيت در اروپا، آداب و رسوم آيين مهر که در زندگي مردم و به‌خصوص در ميان روميان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقي ماند و با آمدن دين جديد رنگ نباخت . تا سال 350 ميلادي تمام فرقه‌هاي مختلف مسيحيت متفق‌القول روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح مي‌دانستند وليکن نفوذ آيين مهر کليساي روم را بر آن داشت تا روز تولد عيسي مسيح را مطابق با تولد مهر يا ميترا قرار دهد تا از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتري بر زندگي مردم داشته باشد و بزرگ‌ترين جشن آيين مهر را در خود حل کنند . با قدرتمند شدن کليساي رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌هاي ديگر مسيحيت به اين سمت و سو گرويدند. ليکن هنوز کليساي ارمني و ارتدوکس شرقي روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح مي‌دانند . آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است اين است که 21 يا 25 دسامبر (اول یا پنجم دی)روز ميلاد عيسي مسيح نيست. نفوذ آيين مهر در رسوم کليسا نیز غيرقابل‌انکار است.

تاريخدانان تاريخ دقيق زادروز عيسي را نميدانند، اما مسيحيان با رجوع به اناجيل و با توجه به اشاره‌هاي آن به فصل زراعت و اعتدال هوا ميلاد مسيح را در اعتدالين (بهار يا پاييز) واقع ميدانند. فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژيکي و موسس ميتراپژوهي مدرن و ديگر ميتراپژوهان همفکر او مفاهيم آيين ميترايسم روم را کاملاً برگرفته از آيين مزديسنا و ايزد ايراني ميترا (مهر) ميدانند ليکن اين ايده از دهه 1970 ميلادي به بعد به شدت مورد نقد و بازبيني قرار گرفته است و اکنون به يکي از مسائل بسيار مجادله‌آميز در زمينه پژوهش اديان در دنياي روم و يونان باستان تبديل گشته است.

ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باززاييده‌شدن خورشيد می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نيايشگاه‌های پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول می شدند تا پيروزی مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است .

روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خورروز ( روز خورشید ) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود ( خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند ) . در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.


بن مایه +

۱۳۸۶ مهر ۱۵, یکشنبه

برگزاری جشن مهرگان در انجمن زرتشتیان



مهرگان دومین جشن بزرگ ایرانیان دهم مهرماه همزمان با شانزدهمین روز از ماه زرتشتیان برگزار شد و زرتشتیان مقیم تهران با گردهمایی در این روز علاوه بر بزرگداشت مقام مهر، روز پیروزی فریدون و کاوه آهنگر بر ضحاک را گرامی داشتند.


مهرگان دومین جشن بزرگ ایرانیان دهم مهرماه همزمان با شانزدهمین روز از ماه زرتشتیان برگزار شد و زرتشتیان مقیم تهران با گردهمایی در این روز علاوه بر بزرگداشت مقام مهر، روز پیروزی فریدون و کاوه آهنگر بر ضحاک را گرامی داشتند.
در آیین زرتشتی هر یک از روزهای ماه نامی ویژه دارد که همزمانی برخی از این نام ها با هر ماه به جشن خاصی اختصاص داشته است که مهمترین آنها همزمانی روز مهر با ماه مهر که مهر روز از مهر ماه است به جشن مهرگان اختصاص می یابد.
در این جشن که در گذشته با شکوه بسیار برگزار و دومین جشن بزرگ ایرانیان پس از نوروز شمرده می شده است پهن کردن سفره مهر ایزدی در خانه ها به نشانه فرا رسیدن پاییز و فصل جمع آوری محصولات و شکرگزاری از نعمت های خداوند یکی از این مراسم است.
در این سفره حبوبات، میوه های پاییزی، شیرینی، آویشن، سنجد، کتاب مقدس، آینه و گل همواره وجود دارد که برخی از آنها نشانه هایی از محصولات پاییزی است، چرا که جشن مهرگان به پاس شکرگزاری از آفریده های خداوند برگزار می شود.
جشن در آیین زرتشتی به عنوان ستایش از اهورامزدا همواره به عنوان یکی از آیین های مذهبی مورد توجه قرار می گیرد، چنانچه کشاورزان در جشن مهرگان سپاس از محصول را با جشن وایکوبی به جا می آورده اند.این روز که مهمترین دلیل برگزاری جشن در آن همزمانی روز مهر یا میترا با ماه مهر است در طول تاریخ با رویدادهای دیگری نیز همزمان شده است، چنانچه پیروزی فریدون بر ضحاک، تاجگذاری اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان و آفرینش مشیه و مشیانه (اولین مرد و زن تاریخ) به این روز نسبت داده می شود.
انجمن زرتشتیان ایران دهم مهرماه با توجه به همزمانی روزهای سوگواری شهادت حضرت علی این جشن باستانی را تنها به صورت نمادین و با سخنرانی برخی از اعضای انجمن برگزار کرد که در این نشست دکتر رستم خسرویانی نایب رئیس این انجمن با اشاره به برگزاری باشکوه این جشن در گذشته گفت؛ هنوز هم در برخی کشورهای آسیایی مانند تاجیکستان این جشن با شکوه خاصی برگزار می شود.
وی همچنین از رسوم گذشته مهرگان در ایران باستان سخن به میان آورد و افزود؛ در مهرگان نیز مانند نوروز گستردن خوان مهرگانی، بار عام شاهان و پیشکش کردن هدایا به دربار، خانه تکانی و لباس نو پوشیدن و دستگیری از بینوایان از کارهایی بود که در این روز انجام می شده است.
در گذشته زمانی که خورشید به وسط آسمان می رسید هر خانواده در گرد خوان مهرگانی به نیایش می پرداخت و سپس همگان به هم شادباش می گفتند و کام خود را شیرین می کردند و به شادی و پایکوبی می پرداختند. مهرگان در دوران اسلامی نیز در دربار عباسیان جایگاه ویژه یی داشت، چنانچه آنان با برگزاری جشن باشکوهی که «مهرجان» خوانده می شد این روز را مانند نوروز گرامی می داشتند.
این روز را زرتشتیان ایران با نقالی قیام کاوه آهنگر و پیروزی فریدون بر ضحاک، شادباش روز مهرگان و خواندن سرودهای آیینی و گردهمایی برگزار می کنند.
میترا (میثره) به همراه ورونه (اپام نپات)در ایران پیش از ظهور زرتشت به عنوان ایزدان بزرگ مورد پرستش قرار می گرفتند که با حضور زرتشت و دعوت مردم به پرستش خدای یکتا اهورامزدا (سرور دانایی) این ایزد تنها به عنوان یاری کننده مومنان در برابر نیرنگ های دیو و ایزد آتش مورد احترام قرار گرفت، با این حال سال هایی پس از زرتشت در کتیبه های ساسانی میترا به عنوان یکی از ایزدان مقتدر به همراه اهورامزدا مورد پرستش و احترام قرار گرفت.در همین زمان گسترش آیین مهرپرستی در سرزمین های غربی سبب شد بسیاری از مفاهیم آیین میترایی در غرب مورد استفاده قرار گیرد، چنانچه امروزه هم حلقه ازدواج که مورد استفاده تمامی بشریت به عنوان نشان پیمان زناشویی است از حلقه مهر اقتباس شده است.


بن مایه : روزنامه ی اعتماد

۱۳۸۶ فروردین ۲۰, دوشنبه

جشن فروردينگان




ثمانه قدر خان :
امروز كه نوزدهم فروردين مطابق با روز فروردينگان مي شود زرتشتيان در آرامگاه قصر فيروزه جمع شده اند و از طلوع آفتاب تا غروب به نيايش مي پردازند و جشن مي گيرند.

شايد تنها اداي مراسم ديني و آئيني براي زرتشتيان يك بخش گردهمايي آنهاست كه كنار يكديگر ولي روش شناختي جمعيت نشانه هايي از ميل دروني انسان ها به اتحاد و با هم بودن را در برگزاري جشن ها و مراسم مذهبي و آئيني مي داند. به طور كلي جشن ها براي مردم بهانه اي است جهت تبادل افكار ميانه بدون در نظر گرفتن فضاي احاطه كننده آنها.

ولي هر قوم و ملتي دليل پايداري گروه خود را در شناخت ديگر ملت ها جست وجو مي كند كه در نهايت ارتباط شكل مي گيرد و براي شناخت بيشتر تبليغ معنا پيدا مي كند. شايد يكي از پررنگ ترين مباحثي كه در خصوص شناخت آئين ها از طرف مردم هر قوم صورت مي گيرد فراگير كردن جشن هاي آنها است. تمركزي كه دنيا براي تمام آئين هاي خود اتخاذ كرده است و پيگيري و تبليغات گسترده روي آن نتيجه اي همچون شناخت بين المللي از روز هايي چون جشن كريسمس، هالوين عيد پاك، روز والنتاين داشته است.

اينكه اروپائيان چگونه توانستند در كوتاه ترين مدت جشن هاي محلي خود را جهاني كنند يك طرف صورت مسئله است چه صورت ديگر برمي گردد به زمينه اي كه آنها براي شناساندن آئين هاي خود در داخل كشور خود و بعد از آن در دنيا به وجود آوردند. زمينه شناخت فرهنگ خودي بعد از فراگير شدن قدرت تبليغ بيروني پيدا مي كند و مي تواند از درهاي داخلي بگذرد و خارج از در ها به صورت يك تبليغ فرهنگي و صادراتي عرضه شود. آئين و تبليغي كه در نهايت به جذب توريسم مي انجامد.

اتفاقي كه در خصوص برگزاري مراسم آئيني در ايران رخ مي دهد، معنايي ندارد جز اينكه آنها كه ايراني هستند نيز اطلاع چنداني از آئين و رسوم گذشته خود ندارند و نبود اطلاعات باعث مي شود بسياري در اين انديشه باشند كه جشن هاي ايراني فقط به زرتشتيان متعلق است نه به تمام ايرانيان.

نبود زمينه لازم براي شناخت آئين هاي خود در درون مرز ها هيچ گاه به ما اين امكان را نداده است تا در شناساندن اين مراسم به ديگران پيگير شويم.

در برگزاري مراسم ويژه ايرانيان به گفته ميزانيان رئيس كميسيون فرهنگي انجمن زرتشتيان و دولت اجازه تبليغ نمي دهد و وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز برگزاري مراسم جشن هاي ايراني را در اماكن عمومي صادر نمي كند.

هر چند ميزانيان معتقد است كه جشن هاي ايرانيان كم رنگ و فراموش نشده است اما بيشتر مردم ايران حتي نام اصلي ترين جشن هاي سنتي ايراني را هم نمي دانند.

فرهنگ پا نگرفته ايراني در ايران سبب شده تا همين اندك مانده هاي فرهنگي، فراموش شده و در نهايت به خرافات تعبير شوند.

ميزانيان معتقد است تمام جشن هاي ايران از سال هاي بسيار دور به جا مانده و با كمي توجه ماندگار خواهد شد هر چند او مي گويد كه غير زرتشتيان بسياري در اين مراسم شركت مي كنند اما مراسم و آئين ايراني بدون حضور اكثر ايرانيان برگزار مي شود، در يك فضاي محدود.

زرتشتيان در هر ماه هنگامي كه نام روز با نام ماه برابر مي شود آن روز را جشن مي گيرند و هر يك از اين جشن ها را با مناسبتي ويژه برگزار مي كنند.با آغاز هرسال پس از برگزاري جشن ششم فروردين به مناسبت تولد اشوزرتشت نخستين جشن ماهيانه ، جشن فروردينگان است كه روز فروردين از ماه فروردين هم مي گويند. اين جشن به فروهر پاك درگذشتگان و نياكان مربوط است و به همين دليل همه براي شادي روان و فروهر درگذشته خود به آرامگاه مي روند. هر كس براي تهيه ميز در مراسم جشن فروردينگان ميوه يا لرك با خود مي آورد. با اينكه هر فرد ايراني سهم ويژه اي از اين جشن را با خود به همراه دارد زنان زرتشتي بيش از ساير افراد خانواده به استقبال اولين جشن ماهانه دين خود مي روند چون آنها در اين جشن نان خانگي، آش و بقيه خوراكي هاي سنتي همچون ميوه هاي خشك مثل خرما، انجير، سنجد، كشمش، برگه هلو، برگه قيسي و توت خشك كه همان لرك است را تهيه مي كنند.در كنار تزئين ويژه سفره اين جشن كه گياهان معطر از قبيل اسپند و كندر و ريختن آنها در آتش نيز جايگاه ويژه اي دارند پوشيدن لباس ويژه جشن نيز فراموش نمي شود. شايد بتوان گفت همچون باقي مراسم و آئين هاي دين زرتشتي سپيد پوشي ويژگي هميشگي اين جشن است. موبدان لباس سپيد ويژه اجراي مراسم مذهبي بر تن كرده و آفرينگان خواني را به صورت گروهي اجرا مي كنند. شركت كنندگان نيز نيايش مي كنند و به روان و فروهر درگذشتگان درود مي فرستند.

البته خوردن غذا هاي روي ميز جشن پس از اينكه موبد بر آنها اوستا مي خواند و آنها را متبرك مي كند جايز است. پس از خواندن دعاي موبد خوردني ها ميان مردم تقسيم مي شود كه يكي از اين خوردني ها ميزد است كه شامل ميوه هاي تر و خوراكي هايي است كه براي تشريفات آفرينگان در سفره گذاشته مي شود. نان مقدس «درون» كه در اوستا «دره گونه» (Dargona) هم به آن نام داده اند بين مردم تقسيم مي شود.

البته به غير از «درون» نان ديگري كه از روغن كنجد درست مي شود نيز در سفره جشن قرار مي گيرد. اين نان «صورك» (Sooruk) نام دارد كه هنوز در مراسمي كه زرتشتيان يزد برگزار مي كنند استفاده مي شود و اين نان خيراتي از اهميت ويژه اي براي آنها برخوردار است. پس از اتمام خيرات براي مردگان، موبدان و ساير زرتشتيان آداب طهارت به جاي مي آورند، وضو مي گيرند و دست و صورت مي شويند كه آن را پهلوي يا«پادياب» مي گويند.

هر چند پس از جشن نوروز كه روز نو هم نام دارد زرتشتيان از اول تا دوازدهم فروردين جشن مي گرفتند و روز سيزدهم فروردين را به عنوان جشن جشن ها معرفي كرده و به عنوان مهم ترين روز جشن مي گرفتند اما جشن هاي ديگر نيز در آئين زرتشتي بسيار بااهميت و قابل توجه برگزار مي شده است.

چه ايرانيان روز ششم فروردين را كه جشن ويژه آنها به شمار مي رود از همه گرامي تر مي دانند، روزي كه بنا بر رواياتي، تولد اشوزرتشت (پيامبر) آنان بوده است اما مطابق ۱۲ ماه يك سال، ۱۲ روز اول فروردين را بسيار مهم مي دانستند و جشن هاي ويژه اي براي آن تدارك مي ديدند تا رسيدن اولين جشن هر ماه كه فروردينگان است. روز نوزدهم فروردين كه «فروردين روز» ناميده مي شود يكي از متبر ك ترين روز ها براي زرتشتيان است چه آنها در اين روز به آرامگاه مي روند و از موبدان خود مي خواهند كه براي شادي روان درگذشتگان اوستا بخوانند و همزماني اين روز و ماه را با يكديگر «جشن فروردينگان» يا «فروردگان» مي گويند.

هر چند اكثر زرتشتيان در اين روز به عبادتگاه مي روند اما تعداد كثيري هم براي به جاي آوردن مراسم ويژه اين روز در اماكن همگاني ويژه برگزاري جشن هاي خود حاضر مي شوند و جشن برپا مي كنند.



بن مایه :
- روزنامه شرق

۱۳۸۵ بهمن ۲۹, یکشنبه

سپندارمذگان



« سپندار مذ پاسبان تو باد . . . . . ز خرداد روشن روان تو باد » " فردوسی"

این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند. سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت کریسمس اهتمام می ورزند! جشن شب یلدا که به بهانه بلند شدن روز، برای شکرگزاری از برکات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شکرگزاری برپا می کنند! همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.

در ایران باستان، از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" نام داشته است.

"سپنته آرمئیتی" که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، در پهلوی "سپندازمذ" گفته شده که به معنی فروتنی است. از طرفی چون این امشاسپند، سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد، این روز به نام و مخصوص زنان بوده است. جشنی که در این روز برگزار می‌شده به "سپندارمزگان" معروف است. نام‌های دیگر آن "مردگیران"، "مژدگیران" می باشد.
ابوریحان بیرونی می‌نویسد: "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می‌رود."
در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته است. در این روز مردان به جهت گرامی‌داشت مقام زن به آنها هدیه می‌دادند. این جشن تنها بخشش هدایا نبوده بلکه در این روزها زنان فرمانروایی می‌کردند و مردان از آنها اطاعت می‌کردند. به این دلیل به این روز مردگیران می‌گفتند که در این جشن زنها می‌توانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند.

هم‌چنين "سپندارمذ" در اوستا، "سپند آرمیتی" و در پهلوی، "سپندارمت" یا " سپندارمد" و در فارسی، "سپندارمذ" یا "اسفند"خوانده می‌شود كه مرکب است از دو جزء "سپند" به معنی "ورجاوند" و "آرمیتی" که معنی اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی می‌دهد. در پهلوی معنی این ترکیب را "خرد کامل" نوشته اند. در گاهان، غالبا جزء دوم آن ( آرمیتی ) به تنهایی آمده و یکی از فروزه‌های "مزدا اهوره" است. اما در اوستای نو، سپندارمذ نام یکی از امشاسپندان است که در گروه سه‌گانه امشاسپند بانوان – سپندار مذ، خرداد و امرداد – جای دارند و از نمادهای مادر خدایی اهوره‌مزدا به شمار می‌رود. این امشاسپند بانو در جهان مینوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهوره‌مزدا و در جهان استومند، نگهبان زمین و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهوره‌مزدا است و ایزد بانوان آبان ( اردویسور آناهیتا ) و دين و از یاران و همکاران او هستند و "ترومیتی" – دیو ناخشنودی و خیره‌سری و یکی از بزرگان دیوان - دشمن اوست. در گاهان از "سپند آرمیتی" چون پرورش‌دهنده‌ی آفریدگان یاد می‌شود و از طریق اوست که مردم برکت می‌يابند. مزدا اهوره او را آفریده است تا رمه‌ها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستای نو، او دارنده‌ی ده‌هزار داروی درمان‌بخش است. و نام او معمولا مترادف با زمین آمده است. دکتر بهار می‌نویسد: " در وندیداد آمده که بعضی آن را با زمین یکی دانسته اند. مولتن براین بر این گمان است که این نام در اصل "آراماتا" بوده است به معنی "مادر زمین". واژه‌ی "ساندارامت" در ارمنی ( به معنی اندرون زمین ) صورتی از "سپندارمذ" است. پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال به نام این امشاسپند بانو است که در فارسی اسفند گفته می‌شود. گل بیدمشک را نیز ویژه‌ی او دانسته اند.

سپنتا آرميتي شكل مونث كلمه سپنت يا سپنته است معادل امروزي براي اين كلمه ايراني و اوستايي مقدس است. سپنتا آرميتي در پهلوي معناي درست منشي دارد. همه جهان فرزندان سپندارمذ هستند، اما خصوصيت‌هاي اين امشاسپند بيشتر جنبه معنوي و روحاني زنان را دربر مي‌گيرد. در برابر اين امشاسپند ما ارديسور اناهيد يا آناهيتا است كه حالت مادي تر و اساطيري دارد.براساس عقايد ايراني زردشتي زماني كه زن بد و دزد بر روي زمين راه مي‌روند اين امشاسپند آن چنان آزرده مي‌شود كه گويي فرزند مرده در شكم دارد. يكي از صفت‌هايي كه براي او نام مي‌برند « گله اوبار(GELE OBWAR)» است. اوباردن به معناي خوردن و بلعيدن است، يعني او همه گله‌ و شكايت‌ها و رنج‌ها را را به خود مي‌پذيرد، مثل زمين. او مثل زميني است كه هم نياكان را خوراك مي‌دهد، هم بدان را و هر بدي و صدمه‌اي را كه به او زده شود، مي‌پذيرد و شكايت و گله نمي‌كند. ناخرسندي شان نمي‌دهد و رنج‌هاي خود را پنهان مي‌كند و از بدي‌هاي ديگران در مي‌گذرد. حالت‌هاي بيشتر و پذيرندگي‌هاي روحاني را براي امشاسپند سپندارمذ ذكر كرده‌اند.

اين امشاسپند چون موكل زن و زمين بود نگهباني از مرزها را نيز بر عهده داشت و همان ايزدي است كه تير را براي آرش آماده كرد تا مرز ايران و توران را دوباره ترسيم كند و تير آرش شيوا تير را تا آن سوي جيحون همراهي كرد. فردوسي در شاهنامه درباره سپندار مذ مي‌سرايد:« سپندار مذ پاسبان تو باد / ز خرداد روشن روان تو باد».

فلسفه‌ی بزرگ ‌داشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌كردند و علاوه بر این‌كه ماه‌ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. به عنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه ) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پرمهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را به عنوان نماد عشق می‌پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می‌شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه، مهر نام داشت و در ماه مهر، مهرگان لقب می‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه "سپندارمذ" یا "اسفندارمذ" نام داشت و در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌گرفتند(1). سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می‌كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌كردند.

ملت ایران از جمله ملت‌هایی است كه زندگی‌اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت‌های گوناگون جشن می‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌گذرانده اند. این جشن‌ها نشان‌دهنده‌ی فرهنگ، نحوه‌ی زندگی، خلق و خوی، فلسفه‌ی حیات و كلا جهان‌بینی ایرانیان باستان است. از آن‌جایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم، شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است . نقطه مقابل ملت ما آمریکاییها هستند که به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می کنند. مردمانی که چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند که ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریکاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند که عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملکرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی که این روزها مردم کشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریکاییها تقریبا تنها به یک زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.

اطلاع داشتن از فرهنگ‌های سایر ملل و مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها، دو مقوله کاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینکه ریشه در خاک، فرهنگ، مذهب و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده و جا خوش کرده اند! برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است.


1) در تقویم قدیم هر ماه 30 روز داشته، پس پنجمین روز اسفند ( سپندار مذگان ) 335 مین روز از سال بوده است، که در تقویم جدید 29 بهمن 335 مین روز از سال می باشد.

بن مایه :
- سپندار مذگان
- زنان ایران
- آفتاب