به علت فیلتر، آدرس سایت را عوض نمودم، آدرس جدید:
www.ForFreeIR1.blogspot.com

۱۳۸۸ فروردین ۲۸, جمعه

اندر حکایت توزيع سيب زمينی مفتی!



مقدار بسیاری سیب‌زمینی به صورت رایگان در نقاط گوناگون كشور، میان مردم توزیع شده و هنوز هیچ مقام مسئولی درباره این موضوع توضیحی نداده است.

هفته گذشته نیز یكی از كاندیداهای ریاست‌جمهوری، در مصاحبه مطبوعاتی خود، با اشاره به پرهیز ستاد وی از تبلیغات نادرست به همین موضوع اشاره نمود و اظهار داشت: ما سیب‌زمینی برای توزیع رایگان میان مردم و جلب آرای آنها نداریم.

همچنین به تازگی برخی كاربران «تابناك» از توزیع سیب‌زمینی در اصفهان، آن هم همزمان با سفر رئیس‌جمهور به این شهر گزارش داده‌اند كه به ظاهر بسیاری از این سیب‌زمینی‌ها هم با وقوع بارندگی از بین رفته و یا در زیر چرخ خودرو‌ها نابود شده‌اند.

حال این پرسش مطرح است که مسئولان اجرایی اين طرح، صرفنظر از بدسلیقگی آنها كه با اين ترتيب نمي توانند این محصول را به دست افراد نیازمند برسانند، و بی‌توجهی آنها به نزدیكی روزهای انتخابات و سفر ریاست محترم جمهوری به آن شهر - كه مسلما مورد تاييد مقامات عالي دولت هم نمي باشد - اسراف صورت گرفته در این برنامه را آن هم در طلیعه سالی كه مقام معظم رهبری آن را «سال اصلاح الگوی مصرف» نامیده‌اند، چگونه توجیه خواهند کرد؟

تابناک +

۱۳۸۸ فروردین ۲۰, پنجشنبه

چهار شنبه سوری، نوروز 88 و سیزده بدر



سال نو را به همه ی فارسی زبانان، مخصوصا خوانندگان این وبلاگ تبریک می گویم! و سالی سرشاز از موفقیت و پیشرفت را برای همگی آرزومندم.

امسال هم با تاخیر سال نو رو تو وبلاگم تبریک گفتم. انگار همین چند روز پیش بود که سال 87 رو تو وبلاگم تبریک نگفته بودم و بعد از تعطیلات تونستم پست بنویسم، چه زود گذشت!

۱۳۸۸ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

ورود به انتخابات از کدام منظر؟


قبل از هر چیز سال نو را به همه ی دوستان تبریک می گویم. با توجه به نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و اهمیت این انتخابات در آینده ی کشورمان، طی دو ماه آینده فضای وبلاگ من نیز همچون بسیاری از وبلاگ ها انتخاباتی خواهد بود.

آقای عباس عبدی در وب سایتشان تحلیلی در مورد انتخابات انجام داده اند، به علت طولانی بودن مطالب ایشان من تنها قسمتی از آن را در وبلاگم قرار می دهم که امیدوارم مفید واقع شود.



ورود به انتخابات از کدام منظر؟

...
1- شروع بحث از انتخابات بی فایده و انحرافی است و مثمر ثمر نخواهد بود. قبل از ورود به بحث انتخابات باید تحلیلی کلی از اهداف راهبردی و مرحله ای خود ارایه کرد و سپس توصیفی از وضع کلان کشور ارایه نمود و در پی آن بهترین شیوه ها را برای تحقق این اهداف در شرایط موجود توضیح داد . این شیوه ها باید نقطه تلاقی و بهینه "مطلوبترین" و "ممکن ترین" ها باشد . متاسفانه در ایران بسیاری از تحلیلگران و فعالان سیاسی به مشخصه امکان پذیر بودن اهداف خود توجهی نمی کنند ، و صرفا به بیان موضوعاتی انتزاعی و بظاهر مطلوب و بدون امکان عملی بودن آن بسنده می نمایند. بنابر این ابتدا از اهداف خود باید سخن گفت.


2- هدف ما چیست؟ مخاطب من در این نوشته کسانی است که با فصل مشترک اهداف بیان شده در این بند موافق هستند . هدف مشترک رسیدن به جامعه ای توسعه یافته و با ثبات که مردم آن در تامین نیازمندی های ضروری خود ناتوان نباشند و از حداقل رفاه و آسایش (مادی و معنوی) برخوردار بوده و هر کسی برای رسیدن به اهداف مشروع شخصی خود آزادی عمل داشته باشد و همه افراد در ذیل دولتی واحد از حقوق برابر و مساوی برخوردار باشند. جامعه ای که ناهنجاری های آن کمتر شود و احساس عدالت و آرامش در آن مشهود باشد ؛ رذایل و پستی ها چون دروغ ، ریا ،زهد فروشی ، فساد و... اگر کم نمی شود حداقل بیشتر نشود و تبعیضات مختلف میان اقوام و اقلیت ها بر حسب جنسیت و زبان و مذهب ... برداشته یا حداقل در مسیر تعدیل قرار گیرد.این مجموعه اهداف را می توان با تسامح در ذیل عنوان دمکراتیزاسیون تعریف کرد . بدین معنا که در ایران به دلایل متعددی که موضوع بحث این نوشته نیست ، تحقق این اهداف منوط به پیشرفت دمکراتیزاسیون است. بسط آزادی ها ، حاکمیت قانون ، افزایش مشارکت ، رشد و گسترش نهادهای مدنی و پاسخگو شدن قدرت ، شفافیت سیاسی ، استقلال قضایی ، از میان رفتن استقلال حکومت از مردم و....ابعاد این موضوع و هدف محوری هستند . اما در تحقق این موضوعات چند مساله را باید در نظر داشت.


...
با این توضیح معتقدم که تاکید کردن بر وحدت این دو نامزد (کروبی و موسوی) به لحاظ روانی خوب است اما نتیجه عملی در حال حاضر نخواهد داشت و مفید هم نیست و باید رسیدگی به آن را به روزهای بعد و نزدیک به انتخابات محول کرد .


8- با توجه به این نکات که بعضا مختصر هم شده است سیاست و رفتار مطلوب را در انتخابات چگونه می بینم ؟

الف) آقای خاتمی و طیف نزدیک به ایشان بر اساس بیانیه انصراف عمل کنند. شخص آقای خاتمی فعالیت و سخنرانی های گذشته را کم نکند و نشان دهد که برای تغییر دولت بیش از هز منفعت شخصی دیگر؛ اهمیت قائل است . وی می تواند با بیان اعتقادات و تحلیل های خود نقش معیار و راهنما را در طول دو ماه آینده برای مبارزات انتخاباتی دو نفر موجود بازی کند و مردم نیز با ارجاع به این معیارها به سنجش دو فرد حاضر بپردازند. وی حمایت از هر دو نامزد را در دستور کار قرار داده و حمایت نهایی و مشخص خود را به روزهای قبل از انتخابات احاله دهد. با این کار زمینه رقابت را میان دو نامزد موجود برای ارائه برنامه ها و شعارهای بهتر فراهم کند.

ب ) دو نامزد موجود و طرفداران آنان بدون قیدو شرط، از هر گونه مجادله و چالش پرهیز کنند و هرفرد یا گروهی که از ستادهای این دو نفر در این راه گام گذاشت به سرعت محکوم شود و عمل او جبران گردد.

ج ) هر دو نفر با تمام توان به رقابتی سالم و سازنده برای بیان مطالبات عمومی به یارگیری انتخاباتی بپردازند و به نقد کارنامه دولت فعلی و ارایه تصویری دقیق تر از برنامه و شعارهای خود بپردازند و عرصه عمومی را برای فعالیت سیاسی باز کنند . این دو باید درباره سلامت انتخابات تضمین های لازم را از حیث رفتار و موضعگیری خود بدهند و می توانند کمیته ای مشترک برای صیانت از آرا تشکیل دهند..

د) افراد طرفدار اصلاحات و تغییر و حتی وابستگان به احزاب و گروههای سیاسی بر حسب اولویت ها و سلایق و امکان حضور خود در ستادهای انتخاباتی و تبلیغاتی یکی از این دو نفر، فعال شوند و عملکرد آنان مکمل یکدیگر در نشاط سیاسی و تعمیق و تثبیت نهاد انتخابات عمل کند. به نظر من حمایت رسمی گروهها از هر کدام از این دو نفر، خطای دیگری است که فقط کلکسیون خطاهای قبلی را تکمیل می کند. گروههای اصلاح طلب در این مرحله از هر دو نفر حمایت کنند و آنان را نامزدهای درون جناحی تلقی کرده و اعضای خود را به حمایت از هر دو نامزد فرا خوانی کنند و حمایت نهایی و رسمی خود را در روزهای نزدیک به انتخابات به اقدامات این دو نامزد در جلب آرا و ارائه برنامه های مطلوب مشروط کنند.

ه ) مساله اصلی در دو ماه آینده رای آوری نیست ( گرچه این نکته بسیار مهم است ) مساله اصلی حضور انتخاباتی و بیان مطالبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بالابردن سطح آگاهی ها و مشارکت عمومی است .این هدف گذاری برای تثبیت نهاد انتخابات است به نحوی که راه مسالمت آمیز انتخابات برای ایجاد تحولات اصلاح طلبانه و عاری از خشونت همیشه باز باشد.

و ) مساله وحدت با هدف رای آوری فقط در 10 روز آخر مورد نظر قرار گیرد . بدین معنا که آیا وحدت دو نامزد در آن شرایط مفید به رای یکی از آنان هست یا خیر ؟
بدین منظور گروهی مورد توافق دو طرف تعیین شوند و بابررسی وضع جامعه به دو سوال پاسخ دهند . اول اینکه رای هر دو نامزد چقدر است؟ دوم این که کناره گیری فرد دارای رای کمتر چه نتیجه ای دارد؟ آیا آرای او به سبد نفر اول سرریز می شود؟ یا نه؛ ممکن است آرای او به نفع طرف مقابل واریز گردد؟ اگر حالت اول باشد باید به نفع دیگری کنار رفت اما در حالت دوم کناره گیری نه تنها مفید نیست که مضر هم هست .
شخصا بر اساس اطلاعاتی که از ستادهای این دو نامزد دارم فکر می کنم که آنان با رغبت و تحلیل معتقدند که باید به این رفتار، به دور از تنش در هر شرایطی ملتزم باشند، نه تنها دور از تنش بلکه رفتار دوستانه و هماهنگ را باید پیشه کنند. به نظر می رسد که پرونده هر سه نفر آقایان خاتمی کروبی و موسوی در این انتخابات به نحوی به یکدیگر گره خورده است .در پایان خرداد ماه امسال یا هر سه نفر پرونده شان بسته خواهد شد یا اینکه نه ؛ با قدرت و اعتبار بیشتری برای تغییر موازنه قوا به نفع بهبود و تغییر جامعه پا به عرصه دولت خواهند گذاشت .
به نظر من کسانی که سعی می کنند توپ را در زمین یکی از این سه تن بیندازند اشتباه می کنند . توپ به طور مساوی در وسط زمین هر سه نفر است . آنان نباید اجازه دهند که رفتارهای احساسی و کودکانه و نیز خوش خیالانه برخی طرفداران و اطرافیانشان در این روند تاثیر منفی بگذارند. دو ماه آینده را باید با متانت و درایت بیشتری راهبری کرد.


9- بر اساس این تحلیل شخصا می کوشم که در دو ماه آینده با کمک به آقای کروبی برای تحقق سه شعار محوری اش در بسط گفتمان و رفتار سیاسی توسعه گرایانه در جامعه مشارکت داشته باشیم . شعارهای "احیای برنامه ریزی" و "مردمی کردن درآمد نفتی" و "احیا و بسط حقوق عامه" در مقطع فعلی اهمیت محوری دارند و در کنار این شعارها بازسازی اعتماد مردم به مجموعه اصلاح طلبان افزایش مشارکت و حضور سیاسی مردم و تثبیت انتخابات به عنوان شیوه حل اختلافات هدفم از این مشارکت سیاسی است .
این کوششی است که تا ده روز یا یک هفته مانده به انتخابات از آن دفاع می کنم. اما از آن پس مساله رای آوری برای همه از جمله من نیز مهم خواهد بود . در نتیجه می کوشم که به دو سوال مندرج در بند " واو" پاسخ دهم و بر اساس این دو پاسخ اگر به این نتیجه رسیدم که انصراف یکی از دو نامزد (هرکدام) به نفع دیگری، در رای آوری نفر دیگر مثبت و مفید است بدون ذره ای تردید از این نتیجه تبعیت خواهم کرد در غیر این صورت ادامه حضور هر دو نفر تا پایان دور اول نه تنها ضرر ندارد که مفید هم هست و هر کدام که به دور دوم رفتند دیگری با تمام توان و کلیه امکانات و ستاد خود از او حمایت خواهد کرد.
...

کپی شده از +

۱۳۸۷ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

سپندار مذگان



اینک زمین را می ستاییم؛
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهوره مَزدا !
زنان را می ستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین راستی برخوردارند، می ستاییم.
اوستا - یسنا 38 - بند 1


قبل از هر چیز سپندار مذگان را تبریک می گویم، به خصوص به بانوان.

در مورد سپندار مذگان در گذشته مطلبی به نسبت کافی از سایت های مختلف جمع آوری کردم (لینک به پست سپندار مذگان). در این پست می خواهم چند نکته را یاد آور شوم.


یکم: سپندار مذگان بیش از هر چیز روز گرامی داشت زن و مادر می باشد، پس جایگزینی ست بسیار مناسب برای روز زن.

ابوریحان بیرونی می‌نویسد: "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می‌رود."


دوم: با این حال به نظر من می تواند روز عشاق نیز باشد. برای من سپندار مذگانی که در آن زمین، زنان و مادران گرامی داشته می شود، بسیار زیباتر و به عشق نزدیک تر است تا سالروز اعدام یک کشیش! نمی دانم چرا تا نام کشیش را می شنوم به یاد جنگ های صلیبی، تجاوز به کودکان، خرافات، عقب ماندگی و ... می افتم!


سوم: آیا باید به ایرانی بودن خود افتخار کنیم؟
در جواب می توان گفت که چند هزار سال پیش در حالی که مردان ایرانی در روز سپندار مذگان زنان را ستایش می کردند، مردان عرب دختران خود را زنده بگور می کردند.
ولی این مربوط به چند هزار سال پیش است، اکنون چه؟
شاید صد سال دیگر یک آلمانی در کتاب تاریخش این را بخواند. "در زمانی که در کشور ما خانم مرکل صدر اعظم بود، در ایران اعتبار شهادت، دیه و ارث زنان نصف مردان بود، حق قاضی شدن نداشتند و ... حتی در برخی نقاط این کشور دختران را ختنه می نمودند."

۱۳۸۷ بهمن ۲۳, چهارشنبه

بیانیه شماره دو روابط عمومی انجمن اسلامی پلی تکنیک تهران در خصوص بازداشت چهار تن از دانشجویان



بیانیه شماره ۲ روابط عمومی انجمن اسلامی پلی تکنیک تهران در خصوص بازداشت های اخیر: نهادهای امنیتی و مسئولین دانشگاه در جهت پیشبرد اهداف و پروژه های خویش در دانشگاه از ابزار بازداشت و پرونده سازی برای دانشجویان استفاده نکنند.


خبرنامه امیرکبیر: با گذشت بیش از ۷ روز از بازداشت اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر و بی خبری از وضعیت آنان، روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان بیانیه شماره ۲ را صادر کرد:


دانشجویان فهیم و آگاه پلی تکنیک؛

این روزها ۳۰ سال از انقلاب اسلامی ۵۷ می گذرد. انقلابی که به گفته آیت ا… خمینی قرار بود در آن مارکسیست ها هم آزاد باشند و عقاید خود را آزادانه مطرح کنند، اما اکنون ثمره های این انقلاب تا حدی است که دانشجویان، مردم و دوستداران مهندس بازرگان به جرم حضور در مراسم سالگرد درگذشت اولین رئیس دولت پس از انقلاب، به شدیدترین شکل ممکن مورد حمله، هتاکی و بازداشت قرار می گیرند. انقلابی که به گفته آیت ا… خمینی قرار بود بساط رعب و وحشت و شکنجه ای که دستگاه ساواک فراهم کرده بود را برچیند اما اکنون در زندان ها و به خصوص زندان خوش نام (!) اوین حکایت دیگری در جریان است که شمه ای از آن در بازداشت ۱۵ ماهه سه دانشجوی پلی تکنیک عیان شد. انقلابی که به گفته آیت ا… خمینی قرار بود با انجمن های اسلامی کاری نداشته باشند و در قانون اساسی مورد تائید آیت ا… خمینی قرار بود انجمن های اسلامی آزادانه فعالیت کنند اما اکنون به همت نیروهای امنیتی و بی کفایتی رئیس نالایق و بی آبروی پلی تکنیک، نه تنها دفتر انجمن اسلامی دانشجویان تخریب گردیده است بلکه با یکایک اعضای آن به شدیدترین شکل ممکن برخورد می کنند تا بتوانند استراتژی النصر بالرعب خود را به منصه ظهور برسانند؛ هر چند که این خیالی خام بیش نیست، چرا که جنبش دانشجویی زنده است و قلب تپنده آن - پلی تکنیک تهران - هنوز می تپد و خواب آرام اقتدار گرایان حاکم را آشفته تر از قبل می کند و بازداشت های فله ای و محدویت های که برای اعضای آن به وجود می آوردند تا بدین وسیله فضای دانشگاه را به سوی خققان پیش برده و با استفاده از این فضا اهداف استبداد طلبانه خویش را در دانشگاه پیاده کنند، نه تنها خللی در اراده آزادیخواهانه دانشجویان پلی تکنیک نخواهد داشت، بلکه عزم آنان را بیش از پیش برای سر دادن شعار آزادی خواهی و استبداد ستیزی جزم خواهد کرد.


بعد از گذشت بیش از ۷ روز روز از بازداشت ۴ تن از دانشجویان و اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان - حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، کوروش دانشیار و مجید توکلی - تاکنون هیچ گونه خبری از وضعیت این دانشجویان در دست نیست و پیگیری های وکلا و خانواده های این دانشجویان به سرانجامی نرسیده است. جالب اینجاست که تنها پاسخی که به خانواده های این دانشجویان گفته شده است این بوده که بروید ۱ ماه دیگر مراجعه کنید تا شاید وضعیت آنها مشخص شود.



اکنون نکات مهمی وجود دارد؛


۱- سوال مهم این است که بازداشت این دانشجویان به چه دلیل صورت گرفته است؟ چه نکته مبهمی در پرونده این دانشجویان وجود دارد که می بایست آنها بعد از بازداشت در مراسم یادبود مهندس بازرگان بیش از ۷ روز بدون هیچ تماسی در بازداشت نیروهای امنیتی باشند؟ این در حالی است که حسین ترکاشوند اندکی پیش از ۱۶ آذر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و بعد از اینکه پرونده سازی برای وی به دلیل نقص مدارک معتبر بی نتیجه ماند، آزاد شده بود و مجید توکلی در پرونده جعل نشریات موهن به مدت ۱۵ ماه در بازداست بود و در این مدت تحت شدیدترین شکنجه ها در بند ۲۰۹ زندان اوین قرار داشت و تمامی فعالیت های اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار توسط رئیس حراست دانشگاه امیرکبیر به تمامی نهادهای امنیتی ارسال می شود.


۲- در این روزها اعضای اصلی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیر کبیر در مخالفت با پروژه دفن اجساد بی نام و نشان جنگ ۸ ساله ایران و عراق در پلی تکنیک بسیار فعال عمل می کردند و به نگارش مقالات و صحبت با مسئولین مربوطه و … مشغول بودند، که همچنان نیز این اقدامات ادامه دارد اما سوال اینجاست که آیا این بازداشت و برخورد خصمانه می تواند در ارتباط با این پروژه در دانشگاه باشد؟ آیا مسئولین دانشگاه و آنانی که در حمایت از این پروژه به صورت فعال عمل می کنند این توصیه را به نهادهای امنیتی کرده اند که این دانشجویان را در بازداشت نگه دارند؟ آیا آنانی که از ترس برخورد سنگین دانشجویان با این پروژه قصد دفن این اجساد را در روزهای تعطیل دانشگاه داشته اند، در این بازداشت ها سهیم هستند؟


۳- مجید توکلی که بعد از افشای جعل نشریات موهن و بیان شکنجه های قرون وسطایی در بند امنیتی ۲۰۹ که باعث عیان شدن چهره واقعی جمهوری اسلامی شد، کمتر از ۷ ماه است با افتخار از دام نیروهای امنیتی و وزارت اطلاعات رهایی یافته است و در این مدت تنها به نوشتن یادداشت ها و مقالات خود مشغول بوده است. حال این برخورد خصمانه با وی چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ آیا مجموعه وزارت اطلاعات به دنبال انتقام گیری از این فعال جنبش دانشجویی است؟ و یا مقالات وی که در آن به نقد دولت و حکومت جمهوری اسلامی و ارائه اندیشه های گوناگون پرداخته است، دلیل ادامه بازداشت وی در بند امنیتی ۲۰۹ گشته است؟ و در مورد تمامی بازداشت شدگان سوال اینجاست که آیا نیروهای امنیتی بازداشت کننده همچنان به دنبال انتقام گیری از دانشجویان پلی تکنیک به خاطر فریاد آزادیخواهانه شان در ۲۰ آذر ۱۳۸۵ در مقابل احمدی نژاد و افشاگری هایشان در جریان نشریات موهن می باشد؟


۴- انتقال دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک به بند امنیتی ۲۰۹ و عدم اجازه هیچگونه تماسی از سوی آنان چه منظوری انجام گرفته است؟ آیا سلامتی دانشجویان در بند ۲۰۹ که این روزها با توجه به آنچه که از زبان آزادیخواهان به گوش می رسد جایگزین زندان توحید سابق و موزه عبرت فعلی (!) شده است، با توجه ویژه به اینکه خطر اعتصاب غذای این دانشجویان در زندان بسیار جدی و محتمل است و همچنین بنا به اخبار شاهدان زمان بازداشت برخورد بسیار شدیدی با بازداشت شدگان صورت گرفته است، تامین است؟ اگر چنین است چرا مسئولین قضایی و امنیتی از دیدار وکلا با این دانشجویان ممانعت به عمل می آورند؟ بی شک حفظ سلامتی این دانشجویان بر عهده نیروهای امنیتی بازداشت کننده و دستگاه قضایی می باشد.


۵- آیا با توجه به اخبار غیر رسمی که به گوش می رسد آیا باز هم نیروهای امنیتی با این دستگیری ها به دنبال ایجاد پروژه ای دیگر در دانشگاه جهت هتک حرمت دانشگاه هستند؟


اینها سوال هایی است که دستگاه های مسئول می بایست به آنها پاسخی مستدل دهند و همچنین مسئولان دانشگاه که احتمال دخالت آنها در این پروژه بسیار محتمل است، باید هر چه سریعتر، جهت جلوگیری از ایجاد تشنج در دانشگاه، برای پایان یافتن این بازداشت ها و آزادی بی قید و شرط این دانشجویان اقدام کنند و پاسخگوی دانشجویان پلی تکنیک باشند و در نظر داشته باشند که در جهت پیشبرد اهداف و پروژه های خویش در دانشگاه از ابزار بازداشت و پرونده سازی برای دانشجویان استفاده نکنند.


دانشجویان پلی تکنیک تهران همواره نشان داده اند که هوشیاری خود را حفظ کرده و چنانچه در آغاز سال تحصیلی جدید پروژه ی جدیدی برای دانشگاه پلی تکنیک از سوی نهاد های امنیتی با همراهی مسئولین دانشگاه برنامه ریزی شده باشد، مطمئنا همچون سال های پیشین و با تمام وجود جواب این گستاخی به حریم دانشجویان را خواهند داد.


روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر ضمن محکوم کردن دستگیری اعضای شورای مرکزی انجمن، خواهان آزادی بی قید و شرط این دانشجویان می باشد. همچنین به مدیریت دانشگاه امیرکبیر هشدار می دهد که با توجه سابقه ایشان در همکاری با نیروهای امنیتی، دانشجویان پلی تکنیک هر آنچه که برای این دانشجویان اتفاق بیفتد را پیشاپیش از جانب ایشان می بینند. از سوی دیگر انجمن اسلامی دانشجویان به مسئولین جمهوری اسلامی گوشزد می نماید اکنون که ۳۰ سالگی انقلاب را جشن می گیرند و سیمای جمهوری اسلامی مرتبا فیلم های مستندی از سال های ابتدای انقلاب و موضع گیری رهبران جمهوری اسلامی را نشان می دهند اندکی به آنچه گفته اند و اکنون انجام می دهند بیندیشند.


روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)


بن مایه +

۱۳۸۷ بهمن ۲۰, یکشنبه

گاهشمار انقلاب 57


در سال 1357 جنبش مردمی علیه حکومت محمدرضا پهلوی، شاه ایران، شتاب سرنوشت سازی گرفت. سستی، خوش خیالی و بیماری شاه نیز انقلابیون را برای به ثمر رساندن مبارزه چندین ساله خود امیدوارتر کرد. آنچه در پی می آيد مروری است بر مهم ترین رویدادهای آن سال که تاریخ و جغرافیای سیاسی خاورمیانه را برای همیشه تغییر داد:


فروردین

هشتم: مردم یزد در ادامه اعتراضهای زنجیره ای شهرهای ایران دست به تظاهرات علیه شاه ایران زدند. بعد از انتشار مقاله ای توهین آمیز در مورد آیت الله روح الله خمینی، رهبر مخالفان مذهبی، در روزنامه اطلاعات در دی ماه 1356 ابتدا مردم قم در نوزدهم دی اعتراض کردند و در چهلم کشته شدگان قم، مردم تبریز به خیابانها ریختند و در چهلم قربانیان تبریز، مردم یزد دست به اعتراضی چند روزه زدند.

نوزدهم: زندانیان سیاسی در زندان قزل حصار اعتصاب غذا کردند.

بیست و یکم: تظاهرات دانشجویان در تهران به دست ماموران شاه سرکوب شد و شماری از دانشجویان مجروح شدند.


اردیبهشت

بیستم: دانشجویان چندین دانشگاه علیه حکومت شاه تظاهرات کردند. دولت با انتشار بیانیه ای تظاهرکنندگان را اخلالگر خواند و گفت مخالفان حکومت در مقابل جمعیت سی و پنج میلیون نفری وقت ایران "اقلیتی ناچیز" هستند. با این حال اعتراض دانشجویان ادامه یافت. در مقابل عده ای دانشجویان طرفدار حکومت با ارسال نامه ای به جمشید آموزگار، نخست وزیر وقت، اقدام معترضان را محکوم کردند.


خرداد

سوم: نخستین شورای حزب رستاخیز با پیام محمدرضا پهلوی آغاز به کار کرد. شاه در پیامش گفت که دنیا از بحران ایدئولوژی رنج می برد ولی راه رستاخیز که وی بر اساس فلسفه انقلاب شاه و ملت ترسیم کرده، می تواند نجات بخش دنیا باشد.

نهم: دانشجویان دانشگاه تهران با سر دادن شعارهایی علیه حکومت شاه، در کوی امیرآباد شمالی تظاهرات کردند و با نیروهای گارد درگیر شدند. روز بعد این اعتراض به خیابانهای شهر تهران کشیده شد.

شانزدهم: با شدت گرفتن اعتراضها، ارتشبد نعمت الله نصیری به فرمان شاه از ریاست سازمان امنیت و اطلاعات کشور، ساواک، کنار گذاشته و سفیر ایران در پاکستان شد. سپهبد ناصر مقدم ریاست ساواک را بر عهده گرفت. آقای نصیری در مهرماه به ایران بازگشت و بخاطر اتهام فساد مالی از سوی حکومت شاه دستگیر شد.


تیر

سی ام: شیخ احمد کافی از واعظان و منتقدان بی پروای حکومت شاه، در سانحه ای رانندگی جان باخت. مرگ آقای کافی که از مخالفان شرابخانه و کاباره بود، در بعضی شهرها به درگیری چندین روزه عزاداران و ماموران و حمله به سینماها و کاباره ها انجامید.


مرداد

ششم: در پی مرگ آقای کافی، امیر عباس هویدا، وزیر دربار، پیام تسلیتی منتشر کرد.

هشتم: بیش از بیست دانشجو به اتهام شرکت در تظاهرات و اخلال در امنیت کشور در ساری محاکمه شدند.

چهاردهم: محمدرضا پهلوی در پیامی به مناسبت هفتاد و دومین سالگرد انقلاب مشروطه وعده داد انتخابات را صد در صد آزاد برگزار کند. او گفت که مملکت در حال توسعه سیاسی و گسترش آزادیهای مدنی است. آیت الله خمینی ضمن رد این وعده شاه گفت که هدف آن "انحراف اذهان از مسیر عمومی حرکت است." او در آستانه شروع ماه رمضان خواست که مساجد به کانون مبارزه علیه شاه تبدیل شود. در تهران مسجد قبا به مرکزی مهم برای افشاگری علیه حکومت تبدیل شد.

نوزدهم: در آستانه برگزاری دوازدهمین دوره جشن هنر شیراز، مردم این شهر دست به اعتراض زدند و ماموران برای متفرق کردن آنها از گاز اشک آور استفاده کردند. همچنین سالن کنفرانس دانشگاه پهلوی شیراز به آتش کشیده شد. زد و خورد شیراز چندین روز ادامه داشت و به مرگ چند نفر انجامید. در اصفهان نیز هتل شاه عباس آتش زده شد و به علت شدت درگیری، حکومت نظامی اعلام و جلسات دعا و وعظ منع شد. در تهران نیز مخالفان شیشه چند بانک و سینما را شکستند. آیت الله خمینی در پیامی کشتار مردم شیراز و اصفهان را محکوم کرد.

بیست و سوم: داریوش همایون، سخنگوی دولت، بروز ناآرامی در شهرهای مختلف را نتیجه گسترش آزادی دانست، ولی اطمینان داد اوضاع تحت کنترل است و جای هیچ نگرانی نیست.

بیست و پنجم: در پی خشونتها در شیراز، جشن هنر لغو شد. در عقب نشینی دیگر حکومت، شماری از بازداشت شدگان درگیریهای شیراز و اصفهان آزاد شدند و ممنوعیت حضور در مساجد و برنامه های مذهبی لغو شد.

بیست و هشتم: چند صد نفر از جمله زنان و کودکان در آتش سوزی سینما رکس آبادان کشته شدند. شدت آتش سوزی به حدی بود که جسد بسیاری از قربانیان قابل شناسایی نبود. هیات تحقیق، آتش سوزی را عمدی دانست. انقلابیون از جمله آیت الله خمینی واقعه سینما رکس را "شاهکار بزرگ شاه" برای بدنام کردن انقلاب خواندند. در مقابل حکومت شاه با رد این ادعا، "مارکسیستهای اسلامی" را متهم کرد "به جای تمدن بزرگ، وحشت بزرگ" به مردم می دهند.


شهریور

اول: مردم در تهران دست به تظاهراتی گسترده زدند و به برخی بانکها، سینماها و کاباره ها حمله کردند.

چهارم: با زبانه کشیدن آتش خشم مردم، دولت جمشید آموزگار ناگزیر به استعفا شد. جعفر شریف امامی، روحانی زاده ای که رییس مجلس سنا بود، مامور تشکیل دولت "آشتی ملی" شد. آقای شریف امامی در اولین اقداماتش برای جلب نظر مراجع دینی و مخالفان مذهبی شاه، تاریخ ایران را از شاهنشاهی به هجری شمسی بازگرداند و دستور تعطیلی تمام کازینوها و قمارخانه ها را داد. همچنین برخی از روحانیون از زندان آزاد شدند. با این حال شعله های ناآرامی به بسیاری از شهرهای دیگر سرایت یافت.

سیزدهم: صدها هزار نفر از مردم تهران بعد از شرکت در نماز روز عید فطر در تپه های قیطریه علیه حکومت پهلوی راهپیمایی کردند.

هفدهم: بعد از تظاهرات گسترده یک روز پیشتر مردم تهران، ارتشبد غلامعلی اویسی، فرماندار نظامی تهران، در اولین ساعات روز هفدهم شهریور مقررات حکومت نظامی وضع کرد. ولی تظاهرکنندگان با نادیده گرفتن حکومت نظامی، در میدان ژاله تهران گردهم آمدند و در آنجا سربازان مردم را به گلوله بستند. در مورد شمار دقیق قربانیان تا به امروز اختلاف نظر هست، اما تردیدی نیست کشتار "جمعه سیاه" با تشدید اعتراضها و اعتصابها، به سرنگونی محمد رضا پهلوی شتاب بخشید.

هجدهم: امیر عباس هویدا که از سال 1343 تا 1356 نخست وزیر بود، از سمت وزارت دربار کنار گذاشته و علیقلی اردلان، 80 ساله، جانشین وی شد.


مهر

دوم: ماموران نظامی عراق خانه آیت الله خمینی در شهر مذهبی نجف را محاصره کردند تا مانع از مصاحبه او با خبرنگاران و صدور اعلامیه شوند، اما او گفت که هرجا باشد، به وظیفه شرعی خود عمل می کند. انقلابیون می گفتند این اقدام به درخواست حکومت شاه ایران صورت گرفته، ولی سخنگوی دولت این ادعا را رد کرد. همچنین در این روز کارگران پالایشگاه نفت آبادان دست به اعتصابی فلج کننده زدند که باعث کمبود و گرانی سوخت شد.

چهاردهم: آیت الله خمینی تحت فشارهای عراق به پاریس مهاجرت کرد و در نوفل لوشاتو واقع در حومه پایتخت فرانسه مستقر شد. کشورهای اسلامی تحت فشار شاه حاضر به پذیرش او نبودند. در حالی که برخی منابع اظهار می کنند پاریس از سوی نیروهای ملی گرای مخالف شاه به آیت الله خمینی پیشنهاد شد، نزدیکان وی بخصوص پسرش احمد اصرار داشتند که "امام خود تصمیم هجرت به فرانسه را گرفتند و همین حرکت به هیچ کس یا هیچ گروه سیاسی چه داخل و چه ایرانیان خارج مربوط نیست. فردا ادعا نشود ما آمدیم تا امام راهی پاریس شود."

بیست و دوم: مطبوعات بعد از دریافت تضمینهایی از دولت برای توقف سانسور، به اعتصاب خود پایان دادند. در جریان این اعتصاب چند روزه، روزنامه های صبح سه شماره و روزنامه های عصر دو شماره منتشر نکردند.


آبان

نهم: بیش از سی هزار کارگر صنعت نفت دست به اعتصابی بزرگ زدند. آنها خواهان پایان حکومت نظامی، آزادی زندانیان سیاسی و محاکمه ارتشبد نصیری بودند.

سیزدهم: در حمله ماموران به دانش آموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران دهها نفر کشته شدند. این روز به "شنبه سرخ" معروف شد و بعدا روز دانش آموز نام گرفت. در همین روز اعضای سندیکای روزنامه نگاران اعتصابی دو ماهه را آغاز کردند.

چهاردهم: تظاهرکنندگان با ماموران در تهران به زد و خورد پرداختند و به سفارت انگلیس حمله کردند. دولت شریف امامی زمام امور را به ارتشبد ازهاری، رییس ستاد مشترک ارتش، واگذار کرد. آقای ازهاری در اولین اقدام تمام مدارس را یک هفته بست و کلیه روزنامه را توقیف کرد و رادیو و تلویزیون را تحت کنترل خود درآورد. همچنین شماری از مقامات عالیرتبه دولتهای قبلی از جمله امیرعباس هویدا، نخست وزیر پیشین و وزیر سابق دربار، بازداشت شدند.

پانزدهم: محمدرضا پهلوی در نطقی تلویزیونی به معترضان گفت که صدای انقلاب آنها را شنیده است. او از پدران و مادران خواست نگذارند فرزندانشان "از راه شور و احساسات در آشوب و اغتشاش شرکت کنند." این سخنرانی انقلابیون را به کسب پیروزی امیدوارتر کرد.

بیستم: کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی ایران، که تازه از دیدار با آیت الله خمینی در فرانسه بازگشته بود، همراه با داریوش فروهر در ابتدای یک مصاحبه مطبوعاتی بازداشت شد.


دی

هشتم: شاه به منظور جلب نظر انقلابیون ارتشبد ازهاری را از مقام نخست وزیری کنار گذاشت و شاپور بختیار را مامور تشکیل دولت کرد.

بیست و دوم: شورای انقلاب با فرمان آیت الله خمینی تشکیل شد.

بیست و سوم: شورای سلطنت با فرمان شاه و به ریاست جلال الدین تهرانی تشکیل شد. انقلابیون این اقدام را تلاش بی ثمر محمدرضا پهلوی برای ارائه وجهی دموکراتیک از خود تفسیر و آن را رد کردند.

بیست و ششم: محمدرضا پهلوی همراه همسرش فرح دیبا و فرزندانش برای آخرین بار ایران را به مقصد مصر ترک کرد. شاه علت این خروج را استراحت عنوان کرد ولی انقلابیون این رویداد را به عنوان "فرار شاه" توصیف کردند. مردم با شنیدن این خبر به خیابانها ریختند و جشن گرفتند. آیت الله خمینی با صدور فرمانی مردم را به حفظ نظم دعوت کرد.


بهمن

سوم: آیت الله خمینی با صدور فرمانی شورای سلطنت را که شاه برای نجات خود تشکیل داده بود، غیرقانونی اعلام کرد. جلال الدین تهرانی، رییس شورای سلطنت، تنها بعد از استعفا و غیرقانونی خواندن شورا توانست به دیدار آیت الله خمینی برسد.

چهارم: پس از آن که اعلام شد آیت الله خمینی قصد بازگشت به ایران را دارد، ارتش به دستور آقای بختیار باند فرودگاه مهرآباد را با تانک و زره پوش بست. در نتیجه انقلابیون دست به تظاهرات زده و نخست وزیر را تهدید به درگیری مسلحانه کردند.

پنجم: رهبران وقت آمریکا، بریتانیا، آلمان و فرانسه در جزیره گوادالوپ در کنار سایر موضوعات درباره بی ثباتی سیاسی ایران گفتگو کردند. بنا به برخی روایات، جیمی کارتر، رییس جمهوری وقت آمریکا و جیمز کالاهان، نخست وزیر بریتانیا معتقد بودند روزهای حکومت محمدرضا پهلوی به شماره افتاده و او باید برود، اما والری ژیسکار دستن، رییس جمهوری فرانسه و هلمت اشمیت، صدر اعظم آلمان بر حمایت از شاه ایران پافشردند. برخی از مخالفان جمهوری اسلامی می گویند در این جلسه رهبران چهار کشور صنعتی بزرگ جهان تصمیم گرفتند راه به قدرت رسیدن آیت الله خمینی را هموار کنند، ادعایی که مقامات جمهوری اسلامی رد می کنند.

دوازدهم: آیت الله خمینی در میان استقبال میلیونی مردم از تبعید بازگشت و گفت که به اتکای ملت، دولت تشکیل می دهد.

پانزدهم: در حالی که دولت آقای بختیار در قدرت بود، مهدی بازرگان طی حکمی از سوی آیت الله خمینی مامور تشکیل دولت موقت شد. آیت الله خمینی منشاء مشروعیت این انتصاب را "حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که به رهبری جنبش ابراز شده" عنوان کرد. آقای بختیار هم در واکنش گفت که "در برخی مسائل و اصول، نه با شاه سازش می کنم نه با خمینی".

بیستم: هزاران نفر از طرفداران آقای بختیار در حمایت از دولتش در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی کنونی) گردهم آمدند.

بیست و یکم: آیت الله خمینی از مردم خواست حکومت نظامی را نادیده بگیرند. او به فرماندهان ارتش هشدار داد که "اگر دست از این برادرکشی برندارند، تصمیم آخرم (اعلام جهاد) را به امید خدا می گیرم."

بیست و دوم: بعد از چند روز درگیری سنگین مسلحانه بین تظاهرکنندگان و سربازان، ارتش به واحدهای خود دستور داد به درگیری پایان دهند و دولت آقای بختیار سقوط کرد. رادیو و تلویزیون نیز به دست انقلابیون افتاد. بدین ترتیب با پیروزی انقلاب، بیش از دو هزار و پانصد سال حکومت شاهنشاهی در ایران به پایان رسید.

بن مایه +