به علت فیلتر، آدرس سایت را عوض نمودم، آدرس جدید:
www.ForFreeIR1.blogspot.com

۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

چکیده ی سخنان موسوی با کمیته های دانشجویی ستاد خود



مهندس «میر حسین موسوی»، گفت: امنیتی کردن مسایل جزیی یکی از امراضی است که به آن دچار شده‌ایم و این برای ما هزینه‌های زیادی دارد.

به گزارش کلمه، نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس یکشنبه‌شب در دیدار با اعضای کمیته‌های دانشجویی ستاد خود، برخوردهای نامناسب با دانشجویان را ناشی از اعتماد نداشتن به جوانان و دانشجویان دانست و افزود: اگر فکر کنیم دانشجویی که نسبت به مشکلات اعتراض می‌کند، نمی‌خواهد خیانت و به ارزش‌ها پشت کند، هیچگاه گیت‌های امنیتی را در دانشگاه‌ها نمی‌گذاریم.


چکیده ی سخنان:
- بی‌اعتمادی به دانشجویان، بی‌اعتمادی به کل ملت است
- انقلاب کردیم که شهروندان مساوی با حقوق برابر داشته باشیم
- مخالف ستاره‌دار شدن دانشجویان هستم
- محروم‌شدن دانشجو از حق تحصیل را برنمی‌تابم
- ما برای حفظ کرامت انسانی و اعتقاد به آزادی انقلاب کردیم
- تشکل‌های دانشجویی باید به عنوان یک نعمت به حساب بیایند
- امروز از واژه عدالت بد استفاده می‌شود
- بسیاری حرف‌ها را فرو خوردم و دم نزدم
- ایدئولوژی مانع جذب سرمایه‌گذاری نیست
- تلاش برای دولتی‌کردن دانشگاه آزاد می‌تواند مشکلات زیادی به‌وجود آورد
- گاهی ماجراجویی‌ها در سیاست‌خارجی مصرف داخلی و رای‌آوری دارد
- برخوردهای تند و سروصدا کردن در دنیا را مناسب نمی‌دانم
- مشکل ما بر سر افراط و تفریط هاست
- در هیچ کشوری فضای فرهنگی نمی‌تواند به‌طور آمرانه اداره شود
- جو دانشجویی به مساله کرامت انسانی و حقوق بشر حساس است
- رشد نخواهیم کرد مگر اینکه بزرگان کشور را فارغ از طبقه آنها پاس بداریم
- معتقد به رفع تبعیض بین زن و مرد هستم
- ملی مذهبی‌ها را به چشم خیانت نگاه نمی‌کنم
- تحریم دانشجویان یعنی اهانت به دانشگاه
- 270میلیارد دلار می‌توانست بخشی از عقب‌ماندگی ما را از بین ببرد
- مشکلات زیادی داریم لمل هیچ‌کدام غیرقابل جبران نیست
- تلاش می‌کنم اسیر رادیکالیسم آستانه انتخابات نشوم
- اگر مبارزه با فساد تبدیل به یک مساله تبلیغاتی شود جز طغیان فساد نتیجه‌ای ندارد
- وقتی دولت را تحویل دادم هیچ‌گونه بدهی نداشتیم

لینک به مطلب کامل در سایت کلمه

شرحي بر بيانيه حقوق شهروندی آقای كروبی


برخی پرسش‌ها درباره بیانیه حقوق شهروندی مطرح می‌شود، از جمله این پرسشها این است كه این موارد تا چه حد قابلیت اجرایی دارند؟ پاسخ به این پرسش به فهم بهتر ما از مفهوم مبارزه انتخاباتی و شعارهای آن كمك می‌كند. این بیانیه دو وجه دارد، یكی بحث احیای حقوق شهروندی و دیگر موضوع بسط این حقوق است. در توضیح احیای حقوق شهروندی به موضوع نادیده گرفته شدن حقوق موضوعه و فعلی اشاره شده است كه از آن به فقدان حاكمیت قانون یاد شده است. با توجه به این نكته می‌توان عناوین مطرح شده در بیانیه را به چند بخش تقسیم كرد.

1ـ بخشی از تضییع حقوق، با انتخاب نامزد مورد نظر بلافاصله بلافاصله امکان استیفا خواهد یافت. برای نمونه، لغو گزینش برای ادامه تحصیلات، حذف ستاره‌دار كردن دانشجویان، لغو دستورالعمل پذیرش بومی، تعیین كف برای پذیرش سهمیه‌ها، به نحوی كه مثلاً نفر چند هزارم كنكور در رشته برق دانشكده صنعتی شریف پذیرفته نشود، بهبود دسترسی به اینترنت و شفافیت و اطلاع‌رسانی و بسیاری از موارد دیگر.

2ـ بخشی از تضییع حقوق به طور مستقیم به قوه مجریه ربطی ندارد، اما قوه مجریه و شخص رییس جمهور می‌تواند با اقداماتی مانع از تضییع این موارد شود یا حداقل آنها را تعدیل كند. این اقدامات می‌تواند شامل موضع‌گیری تبلیغاتی، استفاده از ابزارهای دولتی، و نیز تأسیس نهادی مثل هیأت پیگیری نظارت و اجرای قانون اساسی باشد.

3ـ بخشی از تضییع حقوق را می‌توان به طور غیر مستقیم كاهش داد، به عبارت دیگر از طریق تقویت و حمایت از نهادها و عواملی كه به تحكیم حاكمیت قانون منجر می‌شود، مثل تقویت نهادهای مدنی (احزاب، انجمن‌ها، مطبوعات و...) از جمله این موارد است. التزام و تعهد و تقید به حاكمیت قانون مستلزم انجام اینگونه اقدامات است.

4ـ در خصوص بسط حقوق شهروندی هم می‌توان بخشی را از خلال اقدامات دولتی و با تكیه بر اختیارات و ابزار دولتی انجام داد، و برخی را نیز با ارایه لایحه به مجلس و نیز حمایت تبلیغی و عملی از زمینه‌هایی كه منجر به این بسط حقوق می‌شود پیگیری نمود. مثلاً درباره حقوق زنان، اگر دولت زمینه را برای حمایت از سازماندهی و تشكیلات‌یابی زنان فراهم كند، زنان خودشان بهتر قادرند كه مطالبات خویش را منعكس كرده و به تصویب برسانند. در سال گذشته یكی از معدود خواسته‌های آنان كه اصلاح حقوق ارث بود، در نهایت تصویب شد، اما این مسأله با مشاركت و فعالیت مستقیم خود زنان به ثمر رسید، بنابراین فراهم كردن زمینه برای بسط چنین مشاركتی بیش از هر چیز اهمیت دارد. در عین حال دولت می‌تواند با ارایه لوایح به مجلس و نیز تغییراتی در نظام اجرایی خود، این حقوق را بسط دهد، این قاعده برای كلیه موارد مذكور در بیانیه نیز صادق است.

5ـ بخشی از نكات مطرح شده در بیانیه، صرفاً و فعلاً در حد طرح بحث است، و حتی طرح بحث آن هم اهمیت دارد. مواردی كه به اصلاح قانون اساسی مربوط می‌شود از این جمله است. موضوعی كه به صورت تابو تلقی شده و همه هم می‌دانند كه با گذشت 20 سال از آخرین اصلاحات انجام شده در آن، باز هم نیازمند به روز شدن است، بویژه در زمینه رفع تعارضات و نیز موضوعاتی از قبیل حدود و اختیارات شوراها و اختیارات منطقه‌ای، اصل 44 و لغو انحصار رسانه شنید‌اری و دیداری از این جمله‌اند اما تا کنون کمتر کسی از افراد در این سطح حاضر به بیان این نکته شده است. قرار نیست كه این كار بلافاصله پس از رییس جمهور شدن اجرا شود، زیرا از یك سو در اختیار شخص رییس جمهور نیست، و از سوی دیگر با مقاومت هم مواجه می‌شود. اما بودون چنین شعارهایی از یك سو معرف گرایش نامزد ریاست جمهوری است كه آشنایی با این گرایش بسیار مهم بوده و هر رأی‌دهنده‌ای علاقه‌مند است كه از آن مطلع باشد و از سوی دیگر نفس بیان آن، بویژه از منظر نامزد ریاست جمهوری می‌تواند به فضاسازی مناسب برای ارتقای سطح مطالبات و اندیشه سیاسی جامعه منجر شود. به عنوان نمونه مواردی كه از سوی آقایان موسوی و كروبی درباره گشت‌های انتظامی مطرح شد، حتی اگر در حدود اختیارات آنان نباشد، دو نتیجه مهم داشت، از یك سو نشان داد كه این سیاست مورد حمایت و موافقت نامزدهای رییس جمهور نیست و چنین گرایشی برای کسب رای هم که باشد معرف رای آوری این دیدگاه و در نتیجه نامطلوب بودن آن در منظر افکار عمومی است و همین نکته موجب تضعیف این رفتارها می شود؛ و از سوی دیگر هم بیان این مساله ابعاد اجتماعی و سیاسی پیدا كرد، به طوری كه مسئولین ذی‌ربط را به واكنش وادار نمود.

اگر بخواهم مجموعه موجود در بیانیه حقوق شهروندی را در یك طبقه‌بندی كلی قرار دهم می‌توان آن را حدوداً به چهار بخش تقسیم كرد. حداقل 30 درصد موارد آن به گونه‌ای است كه دولت مستقیماً می‌تواند آنها را اجرا كند یا به نحو چشمگیری بر اجرای آنها تأثیر بگذارد. حدوداً 30 درصد هم به نحوی است كه دولت می‌تواند به طور نسبی آنها را بهبود بخشد و زمینه را برای تحقق آنها فراهم كند، حدوداً 20 درصد موارد هم به گونه‌ای است كه دولت باید مقدمات اجرای آنها را فراهم كرده و این زمینه ها را تقویت كند و 20 درصد باقیمانده هم در سطح تبلیغاتی و معرف گرایش عمومی است كه می‌باید همراهی دیگران را به آن جلب كند.

کپی شده از +

۱۳۸۸ فروردین ۲۹, شنبه

مخالفت با طلاق دختر 8 ساله

به علت انتخابات می خواستم مدتی به نقد دین نپردازم ولی متاسفانه امکان پذیر نیست!

وقتی می گوییم بعضی مسلمانان با دختر 9 ساله ( آن هم 9 سال قمری ) ازدواج می کنند نگویید که این موضوع مربوط به گذشته است! یا اینکه دختر 9 ساله ی عرب به اندازه ی دختر 18 ساله ی ماست!

از نظر من این موارد ازدواج نیستند و تجاوز جنسی به کودک محسوب می شوند. زیرا کودک 9 ساله هیچ درکی از ازدواج ندارد

وقتی محمد 57 ساله با دختر 9 ساله ازدواج می کند و همچنین دختر 9 ساله ی خود را شوهر می دهد. به نظر شما پیروانش باید چه کنند؟
به هر حال پست زیر را بخوانید و قضاوت کنید.



مخالفت قاضی سعودی با طلاق دختر 8 ساله
مخالفت مجدد یك قاضی عربستان با طلاق یك دختر بچه هشت ساله موجب اعتراض مدافعان حقوق زنان و کودکان در این کشور شد .

به گزارش شبکه خبر ، شوهر این کودک ، 47 ساله است . این دومین بار است که دادگاه با طلاق این کودک مخالفت می کند . وكیل مادر این دختر گفت : دخترش هنوز با او زندگی می كند و نمی داند با یک یك مرد 47 ساله ازدواج کرده است . مادر این کودک نیز تصادفی از ازدواج دخترش اطلاع یافته است . ظاهرا این ازدواج را یكی دیگر از اعضای خانواده به صورت پنهانی ترتیب داده است .

قاضي شيخ حبيب الحبيب متذكر شده كه اين دختر وقتي به سن بلوغ رسيد مي تواند تقاضاي طلاق را به دادگاه ارائه كند و مادر وي به دليل اينكه قيم قانوني وي نيست حق اينكار را ندارد. پدر اين دختر 8 ساله كه قيم قانوني اوست مقدمات ازدواج دخترش را با دوست نزديك 47 ساله اش فراهم كرده است. در اولين دادگاه اين كودك كه به درخواست مادر و وكيل او برگزار شد , قاضي با درخواست طلاق موافقت نكرد و فقط به شوهر 47 ساله اين دختر الزام كرد كه تعهد نامه ايي را امضا كند كه تا زماني كه اين كودك هشت ساله به بلوغ نرسيده , از سكس با او خودداري كند و قاضي همچنين متذكر گرديد كه دختر 8 ساله بعد از رسيدن به سن بلوغ مي تواند به تنهايي تقاضاي طلاق خود را از شوهرش به دادگاه ارائه دهد.

صندوق كودكان سازمان ملل یونیسف نیز با صدور بیانیه ای در این باره ابراز نگرانی و مخالفت خود را با ازدواج كودكان در هر شرایطی اعلا م كرده است . یكی ازبستگان این دختربچه عربستانی گفته است قرار است دادگاه تجدیدنظر مجددا تا چند هفته دیگر به این پرونده رسیدگی كند.

کپی شده از +
+

۱۳۸۸ فروردین ۲۸, جمعه

اندر حکایت توزيع سيب زمينی مفتی!



مقدار بسیاری سیب‌زمینی به صورت رایگان در نقاط گوناگون كشور، میان مردم توزیع شده و هنوز هیچ مقام مسئولی درباره این موضوع توضیحی نداده است.

هفته گذشته نیز یكی از كاندیداهای ریاست‌جمهوری، در مصاحبه مطبوعاتی خود، با اشاره به پرهیز ستاد وی از تبلیغات نادرست به همین موضوع اشاره نمود و اظهار داشت: ما سیب‌زمینی برای توزیع رایگان میان مردم و جلب آرای آنها نداریم.

همچنین به تازگی برخی كاربران «تابناك» از توزیع سیب‌زمینی در اصفهان، آن هم همزمان با سفر رئیس‌جمهور به این شهر گزارش داده‌اند كه به ظاهر بسیاری از این سیب‌زمینی‌ها هم با وقوع بارندگی از بین رفته و یا در زیر چرخ خودرو‌ها نابود شده‌اند.

حال این پرسش مطرح است که مسئولان اجرایی اين طرح، صرفنظر از بدسلیقگی آنها كه با اين ترتيب نمي توانند این محصول را به دست افراد نیازمند برسانند، و بی‌توجهی آنها به نزدیكی روزهای انتخابات و سفر ریاست محترم جمهوری به آن شهر - كه مسلما مورد تاييد مقامات عالي دولت هم نمي باشد - اسراف صورت گرفته در این برنامه را آن هم در طلیعه سالی كه مقام معظم رهبری آن را «سال اصلاح الگوی مصرف» نامیده‌اند، چگونه توجیه خواهند کرد؟

تابناک +

۱۳۸۸ فروردین ۲۰, پنجشنبه

چهار شنبه سوری، نوروز 88 و سیزده بدر



سال نو را به همه ی فارسی زبانان، مخصوصا خوانندگان این وبلاگ تبریک می گویم! و سالی سرشاز از موفقیت و پیشرفت را برای همگی آرزومندم.

امسال هم با تاخیر سال نو رو تو وبلاگم تبریک گفتم. انگار همین چند روز پیش بود که سال 87 رو تو وبلاگم تبریک نگفته بودم و بعد از تعطیلات تونستم پست بنویسم، چه زود گذشت!

۱۳۸۸ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

ورود به انتخابات از کدام منظر؟


قبل از هر چیز سال نو را به همه ی دوستان تبریک می گویم. با توجه به نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و اهمیت این انتخابات در آینده ی کشورمان، طی دو ماه آینده فضای وبلاگ من نیز همچون بسیاری از وبلاگ ها انتخاباتی خواهد بود.

آقای عباس عبدی در وب سایتشان تحلیلی در مورد انتخابات انجام داده اند، به علت طولانی بودن مطالب ایشان من تنها قسمتی از آن را در وبلاگم قرار می دهم که امیدوارم مفید واقع شود.



ورود به انتخابات از کدام منظر؟

...
1- شروع بحث از انتخابات بی فایده و انحرافی است و مثمر ثمر نخواهد بود. قبل از ورود به بحث انتخابات باید تحلیلی کلی از اهداف راهبردی و مرحله ای خود ارایه کرد و سپس توصیفی از وضع کلان کشور ارایه نمود و در پی آن بهترین شیوه ها را برای تحقق این اهداف در شرایط موجود توضیح داد . این شیوه ها باید نقطه تلاقی و بهینه "مطلوبترین" و "ممکن ترین" ها باشد . متاسفانه در ایران بسیاری از تحلیلگران و فعالان سیاسی به مشخصه امکان پذیر بودن اهداف خود توجهی نمی کنند ، و صرفا به بیان موضوعاتی انتزاعی و بظاهر مطلوب و بدون امکان عملی بودن آن بسنده می نمایند. بنابر این ابتدا از اهداف خود باید سخن گفت.


2- هدف ما چیست؟ مخاطب من در این نوشته کسانی است که با فصل مشترک اهداف بیان شده در این بند موافق هستند . هدف مشترک رسیدن به جامعه ای توسعه یافته و با ثبات که مردم آن در تامین نیازمندی های ضروری خود ناتوان نباشند و از حداقل رفاه و آسایش (مادی و معنوی) برخوردار بوده و هر کسی برای رسیدن به اهداف مشروع شخصی خود آزادی عمل داشته باشد و همه افراد در ذیل دولتی واحد از حقوق برابر و مساوی برخوردار باشند. جامعه ای که ناهنجاری های آن کمتر شود و احساس عدالت و آرامش در آن مشهود باشد ؛ رذایل و پستی ها چون دروغ ، ریا ،زهد فروشی ، فساد و... اگر کم نمی شود حداقل بیشتر نشود و تبعیضات مختلف میان اقوام و اقلیت ها بر حسب جنسیت و زبان و مذهب ... برداشته یا حداقل در مسیر تعدیل قرار گیرد.این مجموعه اهداف را می توان با تسامح در ذیل عنوان دمکراتیزاسیون تعریف کرد . بدین معنا که در ایران به دلایل متعددی که موضوع بحث این نوشته نیست ، تحقق این اهداف منوط به پیشرفت دمکراتیزاسیون است. بسط آزادی ها ، حاکمیت قانون ، افزایش مشارکت ، رشد و گسترش نهادهای مدنی و پاسخگو شدن قدرت ، شفافیت سیاسی ، استقلال قضایی ، از میان رفتن استقلال حکومت از مردم و....ابعاد این موضوع و هدف محوری هستند . اما در تحقق این موضوعات چند مساله را باید در نظر داشت.


...
با این توضیح معتقدم که تاکید کردن بر وحدت این دو نامزد (کروبی و موسوی) به لحاظ روانی خوب است اما نتیجه عملی در حال حاضر نخواهد داشت و مفید هم نیست و باید رسیدگی به آن را به روزهای بعد و نزدیک به انتخابات محول کرد .


8- با توجه به این نکات که بعضا مختصر هم شده است سیاست و رفتار مطلوب را در انتخابات چگونه می بینم ؟

الف) آقای خاتمی و طیف نزدیک به ایشان بر اساس بیانیه انصراف عمل کنند. شخص آقای خاتمی فعالیت و سخنرانی های گذشته را کم نکند و نشان دهد که برای تغییر دولت بیش از هز منفعت شخصی دیگر؛ اهمیت قائل است . وی می تواند با بیان اعتقادات و تحلیل های خود نقش معیار و راهنما را در طول دو ماه آینده برای مبارزات انتخاباتی دو نفر موجود بازی کند و مردم نیز با ارجاع به این معیارها به سنجش دو فرد حاضر بپردازند. وی حمایت از هر دو نامزد را در دستور کار قرار داده و حمایت نهایی و مشخص خود را به روزهای قبل از انتخابات احاله دهد. با این کار زمینه رقابت را میان دو نامزد موجود برای ارائه برنامه ها و شعارهای بهتر فراهم کند.

ب ) دو نامزد موجود و طرفداران آنان بدون قیدو شرط، از هر گونه مجادله و چالش پرهیز کنند و هرفرد یا گروهی که از ستادهای این دو نفر در این راه گام گذاشت به سرعت محکوم شود و عمل او جبران گردد.

ج ) هر دو نفر با تمام توان به رقابتی سالم و سازنده برای بیان مطالبات عمومی به یارگیری انتخاباتی بپردازند و به نقد کارنامه دولت فعلی و ارایه تصویری دقیق تر از برنامه و شعارهای خود بپردازند و عرصه عمومی را برای فعالیت سیاسی باز کنند . این دو باید درباره سلامت انتخابات تضمین های لازم را از حیث رفتار و موضعگیری خود بدهند و می توانند کمیته ای مشترک برای صیانت از آرا تشکیل دهند..

د) افراد طرفدار اصلاحات و تغییر و حتی وابستگان به احزاب و گروههای سیاسی بر حسب اولویت ها و سلایق و امکان حضور خود در ستادهای انتخاباتی و تبلیغاتی یکی از این دو نفر، فعال شوند و عملکرد آنان مکمل یکدیگر در نشاط سیاسی و تعمیق و تثبیت نهاد انتخابات عمل کند. به نظر من حمایت رسمی گروهها از هر کدام از این دو نفر، خطای دیگری است که فقط کلکسیون خطاهای قبلی را تکمیل می کند. گروههای اصلاح طلب در این مرحله از هر دو نفر حمایت کنند و آنان را نامزدهای درون جناحی تلقی کرده و اعضای خود را به حمایت از هر دو نامزد فرا خوانی کنند و حمایت نهایی و رسمی خود را در روزهای نزدیک به انتخابات به اقدامات این دو نامزد در جلب آرا و ارائه برنامه های مطلوب مشروط کنند.

ه ) مساله اصلی در دو ماه آینده رای آوری نیست ( گرچه این نکته بسیار مهم است ) مساله اصلی حضور انتخاباتی و بیان مطالبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بالابردن سطح آگاهی ها و مشارکت عمومی است .این هدف گذاری برای تثبیت نهاد انتخابات است به نحوی که راه مسالمت آمیز انتخابات برای ایجاد تحولات اصلاح طلبانه و عاری از خشونت همیشه باز باشد.

و ) مساله وحدت با هدف رای آوری فقط در 10 روز آخر مورد نظر قرار گیرد . بدین معنا که آیا وحدت دو نامزد در آن شرایط مفید به رای یکی از آنان هست یا خیر ؟
بدین منظور گروهی مورد توافق دو طرف تعیین شوند و بابررسی وضع جامعه به دو سوال پاسخ دهند . اول اینکه رای هر دو نامزد چقدر است؟ دوم این که کناره گیری فرد دارای رای کمتر چه نتیجه ای دارد؟ آیا آرای او به سبد نفر اول سرریز می شود؟ یا نه؛ ممکن است آرای او به نفع طرف مقابل واریز گردد؟ اگر حالت اول باشد باید به نفع دیگری کنار رفت اما در حالت دوم کناره گیری نه تنها مفید نیست که مضر هم هست .
شخصا بر اساس اطلاعاتی که از ستادهای این دو نامزد دارم فکر می کنم که آنان با رغبت و تحلیل معتقدند که باید به این رفتار، به دور از تنش در هر شرایطی ملتزم باشند، نه تنها دور از تنش بلکه رفتار دوستانه و هماهنگ را باید پیشه کنند. به نظر می رسد که پرونده هر سه نفر آقایان خاتمی کروبی و موسوی در این انتخابات به نحوی به یکدیگر گره خورده است .در پایان خرداد ماه امسال یا هر سه نفر پرونده شان بسته خواهد شد یا اینکه نه ؛ با قدرت و اعتبار بیشتری برای تغییر موازنه قوا به نفع بهبود و تغییر جامعه پا به عرصه دولت خواهند گذاشت .
به نظر من کسانی که سعی می کنند توپ را در زمین یکی از این سه تن بیندازند اشتباه می کنند . توپ به طور مساوی در وسط زمین هر سه نفر است . آنان نباید اجازه دهند که رفتارهای احساسی و کودکانه و نیز خوش خیالانه برخی طرفداران و اطرافیانشان در این روند تاثیر منفی بگذارند. دو ماه آینده را باید با متانت و درایت بیشتری راهبری کرد.


9- بر اساس این تحلیل شخصا می کوشم که در دو ماه آینده با کمک به آقای کروبی برای تحقق سه شعار محوری اش در بسط گفتمان و رفتار سیاسی توسعه گرایانه در جامعه مشارکت داشته باشیم . شعارهای "احیای برنامه ریزی" و "مردمی کردن درآمد نفتی" و "احیا و بسط حقوق عامه" در مقطع فعلی اهمیت محوری دارند و در کنار این شعارها بازسازی اعتماد مردم به مجموعه اصلاح طلبان افزایش مشارکت و حضور سیاسی مردم و تثبیت انتخابات به عنوان شیوه حل اختلافات هدفم از این مشارکت سیاسی است .
این کوششی است که تا ده روز یا یک هفته مانده به انتخابات از آن دفاع می کنم. اما از آن پس مساله رای آوری برای همه از جمله من نیز مهم خواهد بود . در نتیجه می کوشم که به دو سوال مندرج در بند " واو" پاسخ دهم و بر اساس این دو پاسخ اگر به این نتیجه رسیدم که انصراف یکی از دو نامزد (هرکدام) به نفع دیگری، در رای آوری نفر دیگر مثبت و مفید است بدون ذره ای تردید از این نتیجه تبعیت خواهم کرد در غیر این صورت ادامه حضور هر دو نفر تا پایان دور اول نه تنها ضرر ندارد که مفید هم هست و هر کدام که به دور دوم رفتند دیگری با تمام توان و کلیه امکانات و ستاد خود از او حمایت خواهد کرد.
...

کپی شده از +