به علت فیلتر، آدرس سایت را عوض نمودم، آدرس جدید:
www.ForFreeIR1.blogspot.com

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

گفتگوی خواندنی زادسر با هاشمی‌ رفسنجانی



من و رهبری، در موارد اختلافی، با يكديگر بحث می‌كنيم تا يكی از ما دو نفر مجاب بشود. اگر من قانع شدم كه تكليف روشن است، اگر مقام معظم رهبری ادله و توجيهات مرا پذيرفتند، خوب مطابق تكليف خود عمل می‌كند، اما اگر هيچكدام از ما نظرات ديگری را نپذيرفتند و از براهين و توضيحات ارائه شده متقاعد نشدند، چه بايد كرد؟، اين موضوع را با آقا به مباحثه گذاشتيم و سرانجام با دليلی كه می‌گويم، بنده خود را مكلف ديده و می‌بينم كه از نظرات و اوامر ولی امر، تمكين و تبعيت كنم



زادسرجیرفتی خطاب به آیت الله هاشمی‌رفسنجانی، ادامه . . .

آية‌الله هاشمی‌رفسنجانی، چه گفت؟.

مقدمه :
آنچه را كه قصد برآن شده است تا در پی جملاتی چند، تقديم ‌گردد، شرح ديدار مفصل نويسنده است با حضرت آية‌الله هاشمی‌رفسنجانی رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام، كه در تاريخ 03/10/1387، انجام گرفته است، وليكن قبل از ذكر عرايض زادسرجيرفتی و مضامين نزديك به اصل فرمايشات صريح حضرت آية‌الله هاشمی‌رفسنجانی، نكاتی چند را كه ضروری می‌داند، يادآور می‌گردد.

الف – حضرت امام خمينی نورالله مرقده‌الشريف، راجع به رئيس محترم مجلس خبرگان رهبری فرموده‌اند : «بدخواهان بدانند كه هاشمی زنده است»، چون‌كه نهضت زنده است. مقام منيع ولايت و رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آية‌الله معظم خامنه‌ای كبير مدظله، در باره‌ی حضرت ايشان فرمودند: «هيچكس برای من هاشمی‌رفسنجانی نمی‌شود» و بعد از انتخابات نهم فرمودند: «جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای هاشمی‌رفسنجانی كه خود از ذخائر انقلاب و از چهره‌های برجسته‌ی‌ نظام جمهوری اسلامی ایرانند»، «امیدوارم این برادر عزیز و همسنگر دیرین، مانند همیشه در عرصه‌های مهمِ نظام اسلامی نقش‌آفرین باشند . . . ، سیدعلی خامنه‌ای 4/ تیر/1384» ،

ب - آية‌الله هاشمی رفسنجانی هم خاطرنشان كرده است كه : «زیر این آسمان آبی به هیچ كس به اندازه ایشان (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) اعتماد ندارم. من گفته‌ام حاضرم كاغذهای سفیدی را امضا كنم و به ایشان بدهم تا رهبری هر چه خواستند در این كاغذها بنویسند و اگر خواستند منتشر كنند یا این‌كه نزد خود نگه دارند. این نشان دهنده عمق علاقه و روابط شخصی ماست.»

ج - اين نوشتاری است كه پس‌ از جدال درونی بسيار، به تسبيح كلمات در آمد، و به قصد قربت كه انشاءالله كه يك تكليف سياسی الهی انجام می‌گيرد، در الفاظ گنجانيده و به اين اوراق سپرده شد، و هرگز از عواقب احتمالاً پرهزينه‌ی آن انديشه نگرديد، زيرا آنچه مهم است و دستور دين مبين اسلام می‌باشد، گفتن حق است، اگرچه به زيان آدمی تمام شود.

د – بر اهل سياست و فرهنگ پوشيده نيست كه نگارنده نيز در پرداخت هزينه‌‌های سنگين به سبب اتخاذ مواضع شفاف، بيانات صريح، گفتن حقايق و حمايت از هر آن كس را كه در مديريت‌ها و انتخابات‌ها، اصلح تشخيص داده است، نصيب وافر برده است كه به نمونه‌هایی از آن‌ها در بخش پايانی اين نوشته، اشاره می‌گردد و عرضه می‌دارد كه انعكاس ديرهنگام اين گفت‌گوی بدون ابهام و با صراحت، شخصی است و نه سياسی.


و اما پيرامون ملاقات حضوری اين طلبه‌ی بسيجی با رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام حضرت آية‌الله هاشمی‌رفسنجانی، به استحضار می‌رساند:

روز دوازدهم آذزماه 1387 بود كه به بهانه‌ی دعوت به همايش سی‌سال قانونگذاری در جمهوری اسلامی ايران، راهی خانه‌‌ی ملت شديم و حقيقتاً از بيانات حضرت آيه‌الله اكبر ‌هاشمی‌رفسنجانی رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام، و حضرت حجت‌الاسلام‌ والمسلمين ناطق‌نوری رياست محترم بازرسی ويژه‌ی دفتر مقام معظم رهبری، استفاده برديم.
بعد از اتمام جلسه ضمن احوالپرسی با هاشمی‌رفسنجانی، خدمت حضرت ايشان دوكلمه تقديم گرديد كه اگر اجازه بدهند حضوری مطالبی را به صورت صريح و بدون تعارف، در محضرشان مطرح كرده و پاسخ‌های روشن و بی‌پرده‌ی جناب ايشان را، جويا شويم.

در تاريخ دوم دی‌ماه يكهزاروسيصدوهشتادوهفت، از دفتر رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام ، تلفنی خبر دادند كه فردا 1387/10/03، ساعت 11:00 صبح، وقت ملاقات شما با حضرت حاج‌آقا تنظيم شده است، مطابق زمان تعين شده، توفيق زيارت رياست محترم مجلس خبرگان رهبری، رفيق گرديد و بدون وقفه پرسش‌ها و مطالب نويسنده آغاز شد كه تا نزديكی اذان ظهر به طول انجاميد، و آنگاه رئيس دولت مشهور به سازندگی، هرآنچه را كه لازم ديدند پاسخ دادند كه در مرتبه‌ی نخست، فهرست پاره‌ای از آن پرسش‌ها را ذكر كرده است و سپس پاسخ‌های حضرت ايشان را، تقديم می‌دارد.



زادسرجيرفتی خطاب به آية‌الله‌هاشمی‌رفسنجانی :
حالا اجازه بفرماييد تا اساس موضوعات مطروحه را بدون هرگونه تفسير و تحليلی، جهت استحضار شما خوانندگان معزز تقديم بدارد، ضمناً موضوعات مطمح‌ نظر، با شماره‌های پاسخ پرسش اول تا دوازدهم، تقديم می‌گردد.

1- روابط حضرت‌عالی، با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آية‌الله خامنه‌ای مدظله، چگونه روابطی است؟، آيا عاطفی و عرفانی است و يا سياسی و يا كاری است؟.
پاسخ پرسش اول؛ روابط من با آية‌الله خامنه‌ای، هم عاطفی است و هم معرفتی و هم سياسی و هم كاری.
معرفتی است زيرا عميقاً همديگر را می شناسيم، خلقيات، عادات، روحيات و افكار هر يك از ما برای ديگری روشن و بسيار نزديك است و بدين جهت است كه حقيقتاً عاطفی است.
سياسی است زيرا من و آقای خامنه‌ای عمده عمر خود را با همكاری سياسی گذرانيده‌ايم و با سياست عجين شده‌ايم.
كاری است چون‌كه در طول نيم‌ قرن گذشته، آقای خامنه‌ای و من، در حقيقت لازم و ملزوم هم و مكمل يكديگريم، در طول مبارزه، تمام كارهای (حداقل پنجاه و چند سال عمر) من و ايشان، در راستای سروسامان دادن به امور انقلاب اسلامی، اداره‌ی كشور، و رتق و فتق مشكلات سخت روزگار دفاع مقدس ملت شجاع و مسلمان ايران، بوده و هست.


2- اختلافات فی‌مابين شما و «آقا» چگونه به وجود می‌آيد و برای رفع آن‌ها چه می‌كنيد و اگر ممكن است نمونه‌هايی از اختلافات و كيفيت حل آن‌ها را، بيان بفرماييد.
پاسخ پرسش دوم؛ البته كه اختلافات داريم مگر می‌شود دو تا انسان با يكديگر هيچ گونه اختلافی نداشته باشند، احتمالاً آن چيزی كه موجب پرسش شما است، اختلاف در امور مهم و سياست‌های كلان كشور در داخل و خارج است، درست است؟. عرض كردم بله آقا.
چنين پاسخ دادند، كه من و رهبری، در موارد اختلافی، با يكديگر بحث می‌كنيم تا يكی از ما دو نفر مجاب بشود. اگر من قانع شدم كه تكليف روشن است، اگر مقام معظم رهبری ادله و توجيهات مرا پذيرفتند، خوب مطابق تكليف خود عمل می‌كند، اما اگر هيچكدام از ما نظرات ديگری را نپذيرفتند و از براهين و توضيحات ارائه شده متقاعد نشدند، چه بايد كرد؟، اين موضوع را با آقا به مباحثه گذاشتيم و سرانجام با دليلی كه می‌گويم، بنده خود را مكلف ديده و می‌بينم كه از نظرات و اوامر ولی امر، تمكين و تبعيت كنم، و آن دليل اين است كه ايشان در فرض عدم قناعت، حجت شرعی در پذيرفتن نظرات مرا ندارند، وليكن من جهت عمل به نظرات و تصميمات متخذه از سوی ايشان به عنوان رهبری، عندالله حجت شرعی و قانونی دارم.
و اما ذكر چند مثال در خصوص اختلاف نظرهايی كه گفتی :
دو نمونه را می‌گويم كه مربوط به گذشته‌ی خيلی دور هم نمی‌باشد، فقط به عنوان مثال؛
نمونه‌ی اول؛ بنده بنا به دلايل محكمی كه داشتم، با نامزد شدن خودم برای مجلس خبرگان رهبری، مخالف بودم، مقام معظم رهبری از من توضيح خواست و دلايل مرا نپذيرفت و به من امر كردند كه بايد ثبت نام كنيد، و اضافه كردند كه نام نويسی شما در انتخابات مجلس خبرگان يك تكليف الهی است و واجب، گفتم من كه بر خودم واجب نمی‌دانم، شما كه واجب می‌دانيد، تهيه‌ی مقدمات آن نيز بر شما واجب است. مقدمات مورد نظر را گفتم كه ايشان پذيرفتند و عملی كردند و من هم نامزد شدم.
نمونه‌ی دوم؛ بنا بر دلايل متعدد سياسی، اقتصادی، مديريتی، به عملكرد دولت نهم انتقاد دارم به جز در مورد تخلف از سياست‌های كلی كه نظارت بر آن از وظايف مجمع است، سكوت كرده‌ام تا با نظرات علنی مقام معظم رهبری، مخالفتی انجام نگيرد.



3- مبنای آن فرمايشی را كه در جمع دانشجويان عزيز فرموديد، كه «خامنه‌ای عشق من است»، چيست؟.
پاسخ پرسش سوم؛ آنچه را كه در جمع دانشجويان گفتم سياسی نبود، بلكه واقعيت را گفتم. من آقای خامنه‌ای را دوست می‌دارم و هرگز به جهت ملاحظات سياسی و حكومتی، آن موراد را مطرح نساختم و تكرار می‌كنم كه طی حداقل پنجاه سال گذشته در اين كشور دو نفر از من و آقای خامنه‌ای به يكديگر نزديك‌تر، كسی را نمی‌شناسم.
در اين قسمت نگارنده فرمايش حضرت ايشان را قطع كرد و عرض كرد خدا را شكر حاج آقا، اگر شما و مقام معظم رهبری، با هم اختلاف و افتراق نداشته باشيد هرگز به اين مملكت آسيب نخواهد رسيد، دولت‌ها می‌آيند و می‌روند، مهم يكی بودن و همدلی و همراهی شما و ولی امر مسلمين است. جناب ايشان فرمودند مطمئن باشيد كه ما هرگز از هم جدا نخواهيم شد.


4- نظر صريح جناب‌عالی را در خصوص حمايت‌های پی در پی و بی دريغ مقام معظم رهبری، از دولت نهم و شخص رئيس محترم جمهور، چيست؟.
پاسخ پرسش چهارم؛ من اينجوری خودم را راضی و قانع می‌كنم كه رهبر معظم انقلاب اسلامی، تحليلی را از اوضاع دارند كه تشخيصشان اين است كه اگر از دولت دفاع و پشتيبانی نكنند، ممكن است دولت برای ادامه‌ی كار با مشكل جدی مواجه شود و در شرايط فعلی اين به صلاح نيست.


5- چرا تا كنون هرگز هيچ حمايت آشكار و پنهانی را از دولت نهم انجام نداده‌ايد؟.
پاسخ پرسش پنجم؛ موضع من در حق دولت نهم همان سكوت من است و فكر نمی‌كنم كه رهبر معظم انقلاب در اين زمينه چيز بيشتری از من بخواهد، زيرا ايرادات و انتقادات مرا به اين دولت در ابعاد گوناگون، مستحضر می‌باشند.


6- راجع به گرانی‌های افسار گسيخته‌‌تر فعلی و تورم بی‌لجام‌تر از دولت‌های گذشته، چه می‌گوييد؟.
پاسخ پرسش ششم؛ در شرايط فعلی و با توجه به حساسيت فوق‌العاده‌ی كشور در ابعاد داخلی و خارجی، بهتر آن است كه من وارد بحث نشوم، اهل سياست و آنان كه سری در كتاب و دعا دارند می‌دانند كه من با اين اوضاع مخالف هستم و راه حل هم دارم. البته كسی مساعدت و مشاوره‌ای را طالب نشده است و من هم سكوت را ترجيح می‌دهم. ضمناً می‌پذيرم كه در گذشته نيز اشكالات اقتصادی و تورمی بوده است، اما هرگز چنين نبوده و . . .،.


7- سياست‌های سياست خارجی دولت نهم را چگونه ارزيابی می‌كنيد.
پاسخ پرسش هفتم؛ به همان دلايلی كه در رابطه با مسايل اقتصادی سخن نگفتم، پيرامون سياست‌های خارجی دولت نهم نيز، بهتر است كه سكوت را انتخاب كنم.


8- لطفاً نظر خود را به صورت واضح در خصوص انتخابات دهم رياست جمهوری بيان بفرماييد.
پاسخ پرسش هشتم؛ در مورد انتخابات دوره‌ی دهم، اعتقاد من همان است كه در جلسه‌ی جامعه‌ی روحانيت بحث شد و آن اين است كه چنانچه همه‌ی كسانی كه خود را به هر نوعی جزو اصول‌گرايان می‌دانند، يكی از چهار نفر مطرح شده يعنی ؛ حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی و آقايان لاريجانی و ولايتی را، نامزد كنند و متفرق نشوند، بنده نيز به سهم و توان خود از نامزدی آن نامزد واحد، حمايت خواهم كرد، و با جريان اصلاح طلب هم موافقت بشود كه سهم مناسبی را در كابينه و مديريت اجرايی كشور داشته باشد كه اميد بر موفقيت چنين طرحی نيز فراوان است.


9- آيا در انتخابات دهم رياست جمهوری نامزد می‌شويد؟.
پاسخ پرسش نهم؛ نه، در انتخابات دهم رياست جمهوری، نامزد نخواهم شد.


10- بنده(زادسر)، اصول‌گرايی و اصلاح‌طلبی مصطلح را، قبول ندارم و بسياری از مدعيان هر دو را به رياست‌گرايی و قدرت‌طلبی، متهم می‌كنم و برای خودم دلايل متقن و تجربی دارم، نظر شما(هاشمی‌رفسنجانی)، در اين باره چيست؟.
پاسخ پرسش دهم؛ قبل از جواب سؤال دهم نگارنده، حضرت ايشان پرسيد كه دلايل شما از اين‌كه اصول‌گرايان و اصلاح طلبان را به طور كامل قبول نداريد چيست؟. و من هم خلاصه‌ای از مشاهدات عينی و تجارب عملی خودم را كه در پايان اين نوشتار، تفصيل آن‌ها را كه قبلاً در مقاله‌‌ای با عنوان «نقد احمدی‌نژاد و دولت نهم به سبكی ديگر» تشريح شده است، تقديم می‌دارد.
{جهت ملاحظه‌ی متن كامل مقاله‌ی «نقد احمدی‌نژاد و دولت نهم به سبكی ديگر»، «اينجا را كليك كنيد» .}
در پاسخ به عرايض بنده فرمودند كه من نظرات شما را رد نمی‌كنم البته به طور مطلق هم تأييد نمی‌كنم.


11- جناب آقای هاشمی رفسنجانی، شما كه سال‌های سال، رياست قوه‌ی مقننه و نمايندگان مجلس را عهده‌دار بوده‌ايد، چرا برخی از نمايندگان اداوار مختلف مجلس شورای اسلامی، بجای انجام وظيفه‌ی خطير نمايندگی، برابر آنچه كه قانون اساسی برای آنان تبيين فرموده است، سعی بر رفيق شدن با وزيران، معاونان و رؤسای سازمان‌ها دارند و عده‌ای از آنان نيز هواداران جدی بعضی از وزارت‌خانه‌ها در وقت بررسی بودجه در مجلس و هنگامه‌ی طرح استيضاح‌ها و تحقيق‌وتفحص‌ها، می‌شوند ؟.
پاسخ پرسش يازدهم؛ پرسش يازدهم مرا نيز با تأسف و تأثر پاسخ گفت و اوج غم و غصه خود را از اين‌كه چرا برخی چنين می‌كنند و چرا مجيزگويی و چاپلوسی و پست‌خواهی به هر قيمتی، تا بدين حد در جمهوری اسلامی پيشرفت كرده است، پنهان نكردند.


12- آيا اجازه می‌دهيد كه بخش‌هايی از فرمايشات امروز حضرت مستطاب عالی و سؤالات اين بنده كوچك درگاه پروردگار، قلمی و منتشر بشود؟.
پاسخ پرسش دوازدهم؛ برای نوشتن مطالبی را كه گفتم و انتشار آن‌ها، منعی نمی‌بينم، وليكن چنانچه قبل از منتشر شدن، آن را ببينم بهتر است، كه الحمدلله چنين شد و رياست محترم مجلس خبرگان رهبری، متن كامل اين پرسش و پاسخ را به انضمام مقدمه و مؤخره‌ی آن ملاحظه، و تأييد كردند. (مطالب مربوط به خودشان را منظور است).

و مطالبی ديگر كه . . . ، برای فرصتی بعد.



کپی شده از +

۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

چکیده ی سخنان موسوی با کمیته های دانشجویی ستاد خود



مهندس «میر حسین موسوی»، گفت: امنیتی کردن مسایل جزیی یکی از امراضی است که به آن دچار شده‌ایم و این برای ما هزینه‌های زیادی دارد.

به گزارش کلمه، نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس یکشنبه‌شب در دیدار با اعضای کمیته‌های دانشجویی ستاد خود، برخوردهای نامناسب با دانشجویان را ناشی از اعتماد نداشتن به جوانان و دانشجویان دانست و افزود: اگر فکر کنیم دانشجویی که نسبت به مشکلات اعتراض می‌کند، نمی‌خواهد خیانت و به ارزش‌ها پشت کند، هیچگاه گیت‌های امنیتی را در دانشگاه‌ها نمی‌گذاریم.


چکیده ی سخنان:
- بی‌اعتمادی به دانشجویان، بی‌اعتمادی به کل ملت است
- انقلاب کردیم که شهروندان مساوی با حقوق برابر داشته باشیم
- مخالف ستاره‌دار شدن دانشجویان هستم
- محروم‌شدن دانشجو از حق تحصیل را برنمی‌تابم
- ما برای حفظ کرامت انسانی و اعتقاد به آزادی انقلاب کردیم
- تشکل‌های دانشجویی باید به عنوان یک نعمت به حساب بیایند
- امروز از واژه عدالت بد استفاده می‌شود
- بسیاری حرف‌ها را فرو خوردم و دم نزدم
- ایدئولوژی مانع جذب سرمایه‌گذاری نیست
- تلاش برای دولتی‌کردن دانشگاه آزاد می‌تواند مشکلات زیادی به‌وجود آورد
- گاهی ماجراجویی‌ها در سیاست‌خارجی مصرف داخلی و رای‌آوری دارد
- برخوردهای تند و سروصدا کردن در دنیا را مناسب نمی‌دانم
- مشکل ما بر سر افراط و تفریط هاست
- در هیچ کشوری فضای فرهنگی نمی‌تواند به‌طور آمرانه اداره شود
- جو دانشجویی به مساله کرامت انسانی و حقوق بشر حساس است
- رشد نخواهیم کرد مگر اینکه بزرگان کشور را فارغ از طبقه آنها پاس بداریم
- معتقد به رفع تبعیض بین زن و مرد هستم
- ملی مذهبی‌ها را به چشم خیانت نگاه نمی‌کنم
- تحریم دانشجویان یعنی اهانت به دانشگاه
- 270میلیارد دلار می‌توانست بخشی از عقب‌ماندگی ما را از بین ببرد
- مشکلات زیادی داریم لمل هیچ‌کدام غیرقابل جبران نیست
- تلاش می‌کنم اسیر رادیکالیسم آستانه انتخابات نشوم
- اگر مبارزه با فساد تبدیل به یک مساله تبلیغاتی شود جز طغیان فساد نتیجه‌ای ندارد
- وقتی دولت را تحویل دادم هیچ‌گونه بدهی نداشتیم

لینک به مطلب کامل در سایت کلمه

شرحي بر بيانيه حقوق شهروندی آقای كروبی


برخی پرسش‌ها درباره بیانیه حقوق شهروندی مطرح می‌شود، از جمله این پرسشها این است كه این موارد تا چه حد قابلیت اجرایی دارند؟ پاسخ به این پرسش به فهم بهتر ما از مفهوم مبارزه انتخاباتی و شعارهای آن كمك می‌كند. این بیانیه دو وجه دارد، یكی بحث احیای حقوق شهروندی و دیگر موضوع بسط این حقوق است. در توضیح احیای حقوق شهروندی به موضوع نادیده گرفته شدن حقوق موضوعه و فعلی اشاره شده است كه از آن به فقدان حاكمیت قانون یاد شده است. با توجه به این نكته می‌توان عناوین مطرح شده در بیانیه را به چند بخش تقسیم كرد.

1ـ بخشی از تضییع حقوق، با انتخاب نامزد مورد نظر بلافاصله بلافاصله امکان استیفا خواهد یافت. برای نمونه، لغو گزینش برای ادامه تحصیلات، حذف ستاره‌دار كردن دانشجویان، لغو دستورالعمل پذیرش بومی، تعیین كف برای پذیرش سهمیه‌ها، به نحوی كه مثلاً نفر چند هزارم كنكور در رشته برق دانشكده صنعتی شریف پذیرفته نشود، بهبود دسترسی به اینترنت و شفافیت و اطلاع‌رسانی و بسیاری از موارد دیگر.

2ـ بخشی از تضییع حقوق به طور مستقیم به قوه مجریه ربطی ندارد، اما قوه مجریه و شخص رییس جمهور می‌تواند با اقداماتی مانع از تضییع این موارد شود یا حداقل آنها را تعدیل كند. این اقدامات می‌تواند شامل موضع‌گیری تبلیغاتی، استفاده از ابزارهای دولتی، و نیز تأسیس نهادی مثل هیأت پیگیری نظارت و اجرای قانون اساسی باشد.

3ـ بخشی از تضییع حقوق را می‌توان به طور غیر مستقیم كاهش داد، به عبارت دیگر از طریق تقویت و حمایت از نهادها و عواملی كه به تحكیم حاكمیت قانون منجر می‌شود، مثل تقویت نهادهای مدنی (احزاب، انجمن‌ها، مطبوعات و...) از جمله این موارد است. التزام و تعهد و تقید به حاكمیت قانون مستلزم انجام اینگونه اقدامات است.

4ـ در خصوص بسط حقوق شهروندی هم می‌توان بخشی را از خلال اقدامات دولتی و با تكیه بر اختیارات و ابزار دولتی انجام داد، و برخی را نیز با ارایه لایحه به مجلس و نیز حمایت تبلیغی و عملی از زمینه‌هایی كه منجر به این بسط حقوق می‌شود پیگیری نمود. مثلاً درباره حقوق زنان، اگر دولت زمینه را برای حمایت از سازماندهی و تشكیلات‌یابی زنان فراهم كند، زنان خودشان بهتر قادرند كه مطالبات خویش را منعكس كرده و به تصویب برسانند. در سال گذشته یكی از معدود خواسته‌های آنان كه اصلاح حقوق ارث بود، در نهایت تصویب شد، اما این مسأله با مشاركت و فعالیت مستقیم خود زنان به ثمر رسید، بنابراین فراهم كردن زمینه برای بسط چنین مشاركتی بیش از هر چیز اهمیت دارد. در عین حال دولت می‌تواند با ارایه لوایح به مجلس و نیز تغییراتی در نظام اجرایی خود، این حقوق را بسط دهد، این قاعده برای كلیه موارد مذكور در بیانیه نیز صادق است.

5ـ بخشی از نكات مطرح شده در بیانیه، صرفاً و فعلاً در حد طرح بحث است، و حتی طرح بحث آن هم اهمیت دارد. مواردی كه به اصلاح قانون اساسی مربوط می‌شود از این جمله است. موضوعی كه به صورت تابو تلقی شده و همه هم می‌دانند كه با گذشت 20 سال از آخرین اصلاحات انجام شده در آن، باز هم نیازمند به روز شدن است، بویژه در زمینه رفع تعارضات و نیز موضوعاتی از قبیل حدود و اختیارات شوراها و اختیارات منطقه‌ای، اصل 44 و لغو انحصار رسانه شنید‌اری و دیداری از این جمله‌اند اما تا کنون کمتر کسی از افراد در این سطح حاضر به بیان این نکته شده است. قرار نیست كه این كار بلافاصله پس از رییس جمهور شدن اجرا شود، زیرا از یك سو در اختیار شخص رییس جمهور نیست، و از سوی دیگر با مقاومت هم مواجه می‌شود. اما بودون چنین شعارهایی از یك سو معرف گرایش نامزد ریاست جمهوری است كه آشنایی با این گرایش بسیار مهم بوده و هر رأی‌دهنده‌ای علاقه‌مند است كه از آن مطلع باشد و از سوی دیگر نفس بیان آن، بویژه از منظر نامزد ریاست جمهوری می‌تواند به فضاسازی مناسب برای ارتقای سطح مطالبات و اندیشه سیاسی جامعه منجر شود. به عنوان نمونه مواردی كه از سوی آقایان موسوی و كروبی درباره گشت‌های انتظامی مطرح شد، حتی اگر در حدود اختیارات آنان نباشد، دو نتیجه مهم داشت، از یك سو نشان داد كه این سیاست مورد حمایت و موافقت نامزدهای رییس جمهور نیست و چنین گرایشی برای کسب رای هم که باشد معرف رای آوری این دیدگاه و در نتیجه نامطلوب بودن آن در منظر افکار عمومی است و همین نکته موجب تضعیف این رفتارها می شود؛ و از سوی دیگر هم بیان این مساله ابعاد اجتماعی و سیاسی پیدا كرد، به طوری كه مسئولین ذی‌ربط را به واكنش وادار نمود.

اگر بخواهم مجموعه موجود در بیانیه حقوق شهروندی را در یك طبقه‌بندی كلی قرار دهم می‌توان آن را حدوداً به چهار بخش تقسیم كرد. حداقل 30 درصد موارد آن به گونه‌ای است كه دولت مستقیماً می‌تواند آنها را اجرا كند یا به نحو چشمگیری بر اجرای آنها تأثیر بگذارد. حدوداً 30 درصد هم به نحوی است كه دولت می‌تواند به طور نسبی آنها را بهبود بخشد و زمینه را برای تحقق آنها فراهم كند، حدوداً 20 درصد موارد هم به گونه‌ای است كه دولت باید مقدمات اجرای آنها را فراهم كرده و این زمینه ها را تقویت كند و 20 درصد باقیمانده هم در سطح تبلیغاتی و معرف گرایش عمومی است كه می‌باید همراهی دیگران را به آن جلب كند.

کپی شده از +

۱۳۸۸ فروردین ۲۹, شنبه

مخالفت با طلاق دختر 8 ساله

به علت انتخابات می خواستم مدتی به نقد دین نپردازم ولی متاسفانه امکان پذیر نیست!

وقتی می گوییم بعضی مسلمانان با دختر 9 ساله ( آن هم 9 سال قمری ) ازدواج می کنند نگویید که این موضوع مربوط به گذشته است! یا اینکه دختر 9 ساله ی عرب به اندازه ی دختر 18 ساله ی ماست!

از نظر من این موارد ازدواج نیستند و تجاوز جنسی به کودک محسوب می شوند. زیرا کودک 9 ساله هیچ درکی از ازدواج ندارد

وقتی محمد 57 ساله با دختر 9 ساله ازدواج می کند و همچنین دختر 9 ساله ی خود را شوهر می دهد. به نظر شما پیروانش باید چه کنند؟
به هر حال پست زیر را بخوانید و قضاوت کنید.



مخالفت قاضی سعودی با طلاق دختر 8 ساله
مخالفت مجدد یك قاضی عربستان با طلاق یك دختر بچه هشت ساله موجب اعتراض مدافعان حقوق زنان و کودکان در این کشور شد .

به گزارش شبکه خبر ، شوهر این کودک ، 47 ساله است . این دومین بار است که دادگاه با طلاق این کودک مخالفت می کند . وكیل مادر این دختر گفت : دخترش هنوز با او زندگی می كند و نمی داند با یک یك مرد 47 ساله ازدواج کرده است . مادر این کودک نیز تصادفی از ازدواج دخترش اطلاع یافته است . ظاهرا این ازدواج را یكی دیگر از اعضای خانواده به صورت پنهانی ترتیب داده است .

قاضي شيخ حبيب الحبيب متذكر شده كه اين دختر وقتي به سن بلوغ رسيد مي تواند تقاضاي طلاق را به دادگاه ارائه كند و مادر وي به دليل اينكه قيم قانوني وي نيست حق اينكار را ندارد. پدر اين دختر 8 ساله كه قيم قانوني اوست مقدمات ازدواج دخترش را با دوست نزديك 47 ساله اش فراهم كرده است. در اولين دادگاه اين كودك كه به درخواست مادر و وكيل او برگزار شد , قاضي با درخواست طلاق موافقت نكرد و فقط به شوهر 47 ساله اين دختر الزام كرد كه تعهد نامه ايي را امضا كند كه تا زماني كه اين كودك هشت ساله به بلوغ نرسيده , از سكس با او خودداري كند و قاضي همچنين متذكر گرديد كه دختر 8 ساله بعد از رسيدن به سن بلوغ مي تواند به تنهايي تقاضاي طلاق خود را از شوهرش به دادگاه ارائه دهد.

صندوق كودكان سازمان ملل یونیسف نیز با صدور بیانیه ای در این باره ابراز نگرانی و مخالفت خود را با ازدواج كودكان در هر شرایطی اعلا م كرده است . یكی ازبستگان این دختربچه عربستانی گفته است قرار است دادگاه تجدیدنظر مجددا تا چند هفته دیگر به این پرونده رسیدگی كند.

کپی شده از +
+

۱۳۸۸ فروردین ۲۸, جمعه

اندر حکایت توزيع سيب زمينی مفتی!



مقدار بسیاری سیب‌زمینی به صورت رایگان در نقاط گوناگون كشور، میان مردم توزیع شده و هنوز هیچ مقام مسئولی درباره این موضوع توضیحی نداده است.

هفته گذشته نیز یكی از كاندیداهای ریاست‌جمهوری، در مصاحبه مطبوعاتی خود، با اشاره به پرهیز ستاد وی از تبلیغات نادرست به همین موضوع اشاره نمود و اظهار داشت: ما سیب‌زمینی برای توزیع رایگان میان مردم و جلب آرای آنها نداریم.

همچنین به تازگی برخی كاربران «تابناك» از توزیع سیب‌زمینی در اصفهان، آن هم همزمان با سفر رئیس‌جمهور به این شهر گزارش داده‌اند كه به ظاهر بسیاری از این سیب‌زمینی‌ها هم با وقوع بارندگی از بین رفته و یا در زیر چرخ خودرو‌ها نابود شده‌اند.

حال این پرسش مطرح است که مسئولان اجرایی اين طرح، صرفنظر از بدسلیقگی آنها كه با اين ترتيب نمي توانند این محصول را به دست افراد نیازمند برسانند، و بی‌توجهی آنها به نزدیكی روزهای انتخابات و سفر ریاست محترم جمهوری به آن شهر - كه مسلما مورد تاييد مقامات عالي دولت هم نمي باشد - اسراف صورت گرفته در این برنامه را آن هم در طلیعه سالی كه مقام معظم رهبری آن را «سال اصلاح الگوی مصرف» نامیده‌اند، چگونه توجیه خواهند کرد؟

تابناک +

۱۳۸۸ فروردین ۲۰, پنجشنبه

چهار شنبه سوری، نوروز 88 و سیزده بدر



سال نو را به همه ی فارسی زبانان، مخصوصا خوانندگان این وبلاگ تبریک می گویم! و سالی سرشاز از موفقیت و پیشرفت را برای همگی آرزومندم.

امسال هم با تاخیر سال نو رو تو وبلاگم تبریک گفتم. انگار همین چند روز پیش بود که سال 87 رو تو وبلاگم تبریک نگفته بودم و بعد از تعطیلات تونستم پست بنویسم، چه زود گذشت!