به علت فیلتر، آدرس سایت را عوض نمودم، آدرس جدید:
www.ForFreeIR1.blogspot.com

۱۳۸۷ دی ۱۴, شنبه

احتمالا خدایی نیست - تبلیغات جدید اتوبوسهای لندن



THERE'S PROBABLY NO GOD. NOW STOP WORRYING AND ENJOY YOUR LIFE.
احتمالا هیچ خدایی وجود ندارد. همین الان به نگرانی ها پایان بده و از زندگی لذت ببر.

در ماه ژانویه، تعدادی از اتوبوس های قرمزرنگ معروف لندن، حامل شعار تبلیغی جدیدی خواهند بود که وجود خدا را زیرسوال می برند.

این فعالیت تبلیغاتی غیر عادی را یکی از بانوان کمدین بریتانیا سازمان داده است. او می گوید به دنبال آن است که atheism (خداناباوری) را بیشتر قابل قبول کند. این بانوی کمدین، برای انجام این تبلیغ تاکنون کمک های مالی قابل توجهی را از افراد وسازمان هایی شناخته شده، دریافت کرده است.

اتوبوس های بزرگ قرمزرنگ نمادهایی از لندن هستند و به طور معمول روی آنها آگهی هایی برای تبلیغ فیلم ها، تئاترها، پوشاک و محصولات آرایشی به چشم می خورد، ولی در سال جدید این اتوبوس ها حامل پیامی کاملا متفاوت خواهند بود شعاری که با حروف درشت در دو طرف اتوبوس ها نصب خواهد شد و می گوید "احتمالا هیچ خدایی وجود ندارد. همین الان به نگرانی ها پایان بده و از زندگی لذت ببر".

آدریانه شرین، یک نویسنده نمایش های کمدی، این فعالیت تبلیغاتی را شکل داده است و می گوید این اقدام، پاسخ به آگهی هایی است که در طول تابستان برای تبلیغ مسیحیت روی اتوبوس ها به چشم می خورد و وب سایتی را تبلیغ می کرد که به مردم هشدار می داد هر کس خدا را تکذیب کند، محکوم خواهد شد تا برای ابد در جهنم عذاب بکشد.

در ماه اکتبر، خانم شرین خواستار دریافت کمک های مالی شد تا بتواند فعالیت هشت هزار دلاری خود را تامین مالی کند و بلافاصله از حمایت های انجمن Humanist (انسانگرا) بریتانیا و پروفسور ریچارد داوکینز، مبلغ atheism (خداناباوری) و نویسنده کتاب پرفروش "توهم خدا" برخوردار شد. تا ماه نوامبر بیش از 150 هزار دلار برای این فعالیت تبلیغی جمع شد. این رقم به اندازه ای است که ایده گسترش تبلیغات تا دیگر شهرهای بریتانیا را در آینده، دست یافتنی می کند.

آدریانه شرین می گوید فعالیت تبلیغی او می تواند باورهای مردم را تغییر دهد.

او می گوید: بسیاری از مردم در باره atheism (خداناباوری) چیزی نمی دانند و هر زمان مسائلی در این باره مطرح می کنیم مانند کتاب "توهم خدا" که بسیار هم بحث انگیز بود و این آگهی های تبلیغی، معمولا زمینه ساز بحث های زیادی می شود و مردم در باره این موضوع، بیشتر صحبت می کنند که فوق العاده است، ولی ما می خواهیم این موضوع را به یک جریان فکری مستقل تبدیل کنیم تا مردم بپذیرند که "خداناباور" بودن، اشکالی ندارد. به عقیده من، مردم و جامعه در حال حاضر این موضوع را نمی پذیرند و فکر می کنند غیرعادی است. ما می خواهیم "خداناباوران" بیشتری داشته باشیم که به این عقیده خود افتخار می کنند.

واکنش مسیحیان به این فعالیت، به طور شگفت انگیزی مثبت بوده است. کلیسای بریتانیا گفت که از حق هر کس برای ترویج مذهب یا دیدگاه فلسفی خود، دفاع می کند. با این حال، سخنگوی این کلیسا اضافه کرد که در آیین مسیحیت، "نگران بودن" مطرح نیست، بلکه این آیین در باره آزادی هایی است که ایمان می تواند به همراه آورد. یک اتاق فکر( thinktank ) مذهبی که تئوز نامیده می شود، به تامین مالی این فعالیت تبلیغی در باره "خداناباوری" کمک مالی کرده، چون معتقد است این اقدام، مردم را ترغیب خواهد کرد در باره موضوع های معنوی بیشتر فکر کنند. شاید این کار، زمانی که منتظر رسیدن اتوبوس هستید، برای گذران وقت بهتر از نگرانی برای دیر رسیدن اتوبوس باشد.


+ BBC Persian

۱۳۸۷ آذر ۳۰, شنبه

شب یلدا



امسال نیز همچون سال های گذشته شب یلدا را گرامی می داریم. از طرف خود آن را به تمامی ایرانیان شاد باش می گویم.

جشن شب یلدا یا شب چله از هفت هزار سال پیش تاکنون در میان ما ایرانیان برگزار شده است. جهان مسیحیت نیز تقریبا 1700 سال است که شب یلدای ما را جشن می گیرند، البته به اشتباه آن را میلاد مسیح می نامد در حالی که با توجه به اشاره های انجیل ها به فصل زراعت واعتدال هوا، میلاد مسیح نمی تواند در روز 21 و یا 25 دسامبر (اول دی و یا پنجم دی) باشد.
به علت این که سال گذشته پستی در مورد پیشینه ی شب یلدا نوشتم در اینجا به تکرار آن مطالب نمی پردازم. (لینک به پست سال گذشته شب یلدا)

امسال نیز همچون سال گذشته به رسم اجدادمان شب زنده داری خواهم کرد و تا طلوع خورشید به انتظار باز زائیده شدن خورشید خواهم نشست.
امیدوارم در تمامی روز های سال، همچون روز "دی گان" (روز پس از شب یلدا، روز خورشید) خودمان را از هر بدی دور نگه داریم.

۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

نعمت – حکمت – توجیه


"از خدا خواستن شجاعت است ، بدهد نعمت است ندهد حکمت ."

از اینگونه توجیهات و سفسطه ها در ادیان و مذاهب به وفور یافت می شود. توجیهاتی که حتی اجازه اندیشیدن را از پیروانش گرفته و آنها را به تبعیت بی چون چرا ملزم می دارد . باورهایی که به "پیرو" شدن هر چه بیشتر پیروانش منجر شده و تبعیتی بی چون و چرا تحت هر شرایطی را تبلیغ می کند .

براستی با چنین توجیهی چه تفاوتی میان خدای مورد ادعا با چوبی بی جان است ؟ چرا که تنها با تعویض کلمات می توان گفت " از این چوب خواستن شجاعت است بدهد نعمت است ندهد حکمت. " و هرگاه نعمتی بدست آمد آن را مدیون تکه چوب دانست و در صورتیکه محقق نشد بر حساب حکمت آن گمارد . بت پرستان دیروز نیز با چنین توجیهاتی سنگ و چوب می پرستیدند و تمام وقایع را توجیه به منتسب بودن از سوی بت های خود می نمودند ، همانگونه که رفتار آنان امروزه از نظر خداپرستان غیرمنطقی و جهالت محسوب می شود و بت پرستان به عدم تفکر و اندیشه متهم می شوند ، به همانگونه خود نیز متهم به چنین رفتاری هستند . اگر کمی منطقی و به دور از احساسات و تعصب از بالا به قضیه نگاه کنیم ، واقعا چه تفاوتی بین این دو رفتار مشاهده می شود ؟

این سبک باورها قالبی از پیش آماده برای توجیه واقعیت ها فراهم می کند .
مثالهای فراوانی در این زمینه وجود دارد . اصولا تمامی مذاهب سراسر مملو از چنین توجیهاتی هستند ، مثلا :
- انسان معتقدی که در آخر عمر خود در رفاه و آسایش است : خدا پاداش خوب بودن و اطاعتش را به او عطا کرده و اکنون در آخر عمر در آسایش به سر می برد.
- انسان معتقدی که در آخر عمر خود دچار گرفتاری می شود : خداوند این موضوع را کفاره گناهان کوچک او قرار داده تا تمام گناهانش در همین دنیا جبران شده و در آخرت راحت و آسوده باشد.
- انسان غیر معتقدی که در آخر عمر خود در رفاه و آسایش است : خداوند او را به حال خود رها کرده و می خواهد با این کار به او فرصت دهد تا هر چه می تواند به گناه پرداخته تا در آخرت او را عذاب کند.
- انسان غیر معتقدی که در آخر عمر خود دچار گرفتاری می شود : گناهانی که عمری مرتکب شده ، امروز دامان او را گرفته و او را به این روز کشانده است .

براستی چه اسمی به جز توجیه می توان بر چنین قالب هایی گذاشت ؟
سکه ای را به بالا پرتاب می کنید . دو احتمال وجود دارد، یا شیر و یا خط خواهد آمد. در صورتیکه فردی ادعا کند اگر شیر آمد خواست من بوده است و اگر خط آمد باز هم خواست من بوده که شیر نیاید به او چه می گویید . به هر حال حرف او درست از آب درخواهد آمد . یا با این جمله او را باور کرده و به او ایمان می آورید ؟

مذاهب با ایجاد قالب هایی آماده به توجیه واقعیات پرداخته و آنها را طبق میل خود جهت دهی می کنند. رسوب چنین باورهایی در ذهن انسان ، وی را از منطق دور کرده و چشم او را به حقیقت خواهد بست .


نوشته شده توسط یاسر کمالی نژاد، از وبلاگ دست نوشته.

۱۳۸۷ آبان ۲۳, پنجشنبه

حوریان و دختران بهشتی - بخش پایانی




محمد ابن عبدالله: هر مومنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریه صحبت می دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی با خود خلوت می کند و بر کرسیها تکیه زده اند و با یکدیگر صحبت می دارند. (بحار الانوار ج 8 ص 157 ح 98)

در بخش اول و بخش دوم، حوری را تعریف کردیم و آیه هایی از قرآن و سخنان محمد و علی را نقل قول کردیم.
در سومین و آخرین بخش از "حوریان و دختران بهشتی" به مطالب زیر می پردازیم:
این پست به گوشه یی از سوالات لاین حلی که از جعفر صادق پرسیده می شد و جواب های علمیش ایشان خواهد پرداخت! تا بدین وسیله به گوشه یی از علم و معرفت این امام بزرگ پی ببریم.
همچنین تا حدودی به بررسی وضعیت زنان در بهشت.
در پایان با بیان خاطره ی مکاشفه ی آیت الله گلپایگانی و قوچانی به این بحث پایان می دهیم.
در ضمن بد نیست که بدانید جعفر صادق، امسال در مراسم عزاداری هزار و سیصدمین سال مرگش رسما از مقام موسس شیعه خلع و به مقام ریاست شیعه منصوب شد!!!



حوریان و دختران بهشتی

امام صادق (ع) به ابوبصیر فرمودند: در بهشت نهر آبی است که در دو طرفش حوریه ها صف کشیده اند و هرگاه مومن به یکی از آنان مایل گردد او را برای خودش از جایگاهش بر می دارد، پس خداوند در جای او حوریه ی دیگری می آفریند.
ابو بصیر گفت: فدای تو گردم! حورالعین را از چه چیزی خلق کرده اند؟
حضرت فرمودند: حورالعین از تربت نورانی بهشت مخلوق شده اند، که مغز ساقهای ایشان از زیر هفتاد حله نمایان است و جگر مومن آینه حورالعین و جگر حورالعین آینه مومن است، که از غایت لطافت و صفا خود را در آن مشاهده می نماید.
ابو بصیر گفت: فدای تو گردم! آیا حورالعین را سخنی هست که به آن تکلم نمایند؟
حضرت فرمودند: بلی! سخنی می گویند که خلایق هرگز سخنی به آن خوشی نشنیده اند.
ابو بصیر گفت: سخن ایشان چیست؟
حضرت فرمودند: می گویند ماییم خالدات که پیوسته خواهیم بود و ما را مردن نمی شاید! و ماییم که در سرای خلد پیوسته راضی و خوشنودیم و در هیچ حال به غضب و خشم نمی آییم! خوشا به حال کسی که ما از برای او خلق شده ایم! ماییم آنان که اگر یک تار زلف ما را در میان آسمان بیاویزند نور آن دیده ها را خیره کند. (بحار الانوار ج 8 ص 120 ح 11)

*****


چرا حوریان همیشه باکره باقی می مانند

شخصی از امام صادق (ع) پرسید: چطور می شود هر بار که با حوری نزدیکی و مقاربت می کنند باز او را باکره می یابند؟
حضرت فرمودند: حوری از طیب و پاکیزه مخلوق شده است و به او آفت و جراحتی نمی رسد و در سوراخ او چیزی داخل نمی شود و حیض و کثافات از او دفع نمی شود.
پس رحم پیوسته به یکدیگر چسبیده اند و به غیر هنگام مقاربت دیگر گشوده نمی شود لذا چنین است.
آن شخص پرسید: چطور می شود که مغز ساقش از زیر هفتاد حله معلوم باشد؟
حضرت فرمودند: درهمی را که در میان آب صافی که یک نیزه عمق آن باشد بیندازی باز هم به سبب لطافت معلوم می باشد. (بحار الانوار ج 8 ص 136 ح 48)

*****

زنان دنیا در بهشت

قرآن می فرماید: برای بهشتیان همسرانی بلند مرتبه می باشد. ما آنها را آفرینش نوینی بخشیدیم و همه را دوشیزه و باکره قرار دادیم، زنانی که تنها به همسرشان عشق می ورزند و خوش بیان و فصیح و هم سن و سالند. اینها همه برای اصحاب یمین است. (سوره واقعه آیه 34 تا 38)

*****

در ذیل آیه "ما آنها را آفرینش نوینی بخشیدیم" منقول است: زنان دنیا مانند حور العین وارد بهشت می شوند و هرگاه شوهرشان با آنان نزدیکی کنند باکره باشند و مورد پسند آنان باشند بطوریکه شوهران، عاشق آنان باشند. (لثالی ص 504)

*****

از امام صادق (ع) از تفسیر آیه "در آن باغ های بهشتی زنان نیکو خلق و زیبایند" پرسیده شد.

ایشان فرمودند: ایشان زنان مومن عارف شیعه اند که داخل می شوند و ایشان را به مومنان تزویج می نمایند.
و آنجا که فرموده است: "حوریانی که در خیمه های بهشتی مستور و پنهانند" (الرحمن، آیه 72)، مراد حوریان بهشتی اند که در نهایت سفیدی بوده و کمر های ایشان باریک است و در میان خیمه های در و یاقوت و مرجان نشسته اند و که دربان ایشانند. و هر روز از خدا کرامتی برای ایشان می رسد و ایشان را برای این بیشتر خلق فرموده که مومنان را به ایشان بشارت فرماید. (بحار الانوار ج 8 ص 161 ح 100)

*****

روزی حضرت رسول (ص) حسن و جمال و طراوت و لطافت و کمال حور العین را بیان فرمودند.

ام سلمه (ع) عرض کرد: یا رسول الله پدر و مادرم فدای شما باد! آیا ما که زنان دنیاییم فضیلت و برتری بر حوریان بهشت خواهیم داشت؟
حضرت فرمودند: آری! به مانند ظاهر بر باطن. (لثالی ص 504)

*****

امام صادق (ع) فرمودند:
زنان بهشت حسد نمی برند و حائض نمی شوند و بد خویی نمی کنند. (بحار الانوار ج 8 ص 126 ح 27)

*****

مومن ساعتی به زنان دنیا و ساعتی با حورالعین مشغول است و همه آنها را خوشنود می کند.

*****

رسول اکرم (ص) فرمودند:
هر مومنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریه صحبت می دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی با خود خلوت می کند و بر کرسیها تکیه زده اند و با یکدیگر صحبت می دارند. (بحار الانوار ج 8 ص 157 ح 98)

*****


حوریان بهشتی و آیت الله گلپایگانی و قوچانی

آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی می گوید:
«روزی نشسته بودم، (در عالم مکاشفه) ناگهان وارد باغی شدم که بسیار مجلل و با شکوه بود و مناظر زیبا و دلفریبی داشت، ریگ های زمین آن بسیار دلربا بود و درخت ها بسیار با طراوت و خرم و نسیم های جانفزا از لابلای آنها جاری بود.
من وارد شذم و یکسره به وسط باغ رسیدم، دیدم حوضی است بسیار بزرگ و مملو از آب صاف و درخشان، بطوری که ریگ های کف آن دیده می شد.
این حوض، لبه ای داشت و دختران زیبایی که چشم آن ها را ندیده، با بدن های عریان دور تا دور این حوض نشسته و یک دست خود را به لبه و دیواره ی حوض انداخته و با آب بازی می کنند و با دست آبهای حوض را بر روی لبه و حاشیه می ریزند. آنان یک رئیس داشتند که از آنها مجلل تر و زیباتر بود که او شعر می خواند و دختران هم با هم جواب می دادند.» (معاد شناسی، ج 1)

*****

مرحوم قوچانی می نویسد:
«وارد حجره ی بهشتی شدیم. حوریه ای بر روی تخت نشسته بود که نور صورتش حجره را روشن و چشم را خیره می ساخت.
هادی گفت: «این عقد بسته ی تو است و امشب از بهشت وادی السلام برای تو آمده است.» این را گفت و از حجره بیرون شد.
من نزد او رفتم، او احتراما به پا ایستاد و دست مرا بوسید و در پهلوی یکدیگر نشستیم.
گفتم: «حسب و نسب خود را و سبب اینکه مال من شده ای را بیان کن.»
گفت: «بخاطر داری که در فلان مدرسه، در بحبوحه ی جوانی، شب جمعه ای بود، زنی را صیغه ی موقت نمودی؟»
گفتم: «بله!»
گفت: «خلقت من از آن قطرات آب غسل تو است، بلکه من عکس و کپیه ای ( کپی ) در مرتبه ی سوم از آنها هستم.»
گفتم: «مراد خود را توضیح بدهید که به اصطلاحات شما تازه آشنایم و دیگر آنکه از سخن گویی و شیرین زبانی شما لذت می برم.»
او از طنازی سری پایین انداخت و تبسمی نمود که از برق زدن دندانهایش، تمام قصرها روشن شد.
گفت: «نه! من مخلوق از آن قطرات آب غسلم، بلکه آنان در بهشت خلد هستند و زیاد هم هستند و بقدری با جمال و با کمال هستند که فعلا دیده ی شما تاب دیدن آنها را ندارد، مگر بعد از اینکه به آنجا برسد و از اشعه ی آنها در وادی السلام که آن نیز پرتوی است از انوار جنت خلد است حوریه هایی انعکاس یافته که فعلا جنابعالی تاب دیدن جمال آنان را ندارید. و من که در خدمت شما هستم، عکس جمال آنها و مرتبه ی نازله وجود آنها می باشم.»
گفتم: «هیچ می دانی که از چه جهت این همه خواص بر متعه مترتب و محبوب در نزد خدا شده است؟»
گفت: «علاوه بر آن مصلحتهای ذاتیه ای که داشت، از اینکه همه ی مردم قادر بر ادای حقوق ازدواج دائمی نبودند و در صورت عدم تشریع این حکم، بسیاری مرتکب زنا می شدند و مفاسد زیادی داشت.
چنانچه حضرت علی (ع) فرمودند: «اگر عمر از متعه جلوگیری نمی کرد، یک نفر مرتکب زنا نمی شد.» و مع ذاک، در این کار دو رکن ایمان مندرج است: یکی تولی و یکی تبری، که بدون ولایت علی (ع) و اولاد او و برائت از دشمنانشان، احدی روی رستگاری نخواهد دید ولو اینکه عبادت ثقلین را داشته باشد و در تمام عمر دنیا، شبها به عبادت بوده و روزها روزه دار باشد. چنانکه به همین مضمون از احادیث قدسیه حضرت حق خود فرموده است و تو از من بهتر می دانی.»
گفتم: «شما در کدام مدرسه و کدام کلاس ذرس خوانده اید که این همه قند و شکر از سخنت می ریزد.»
گفت: «به اصطلاح شماها که در دنیا بوده اید و پابند الفاظ و اسامی می باشید، ما همه مولود عوالم آخرت هستیم. مدرسه و کلاسی نداریم، بلکه همه امی هستیم، یعنی دانای مادرزادی، چنانچه خواجه حافظ در وصف امثال ما گفته است:
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت ----- به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
ولکن معلم امثال من، آموزگاران وادی السلام هستند. و معلمین آنها آموزگاران جنت الخلد می باشند. و معلمین آنها، اهالی فردوس اعلی و معلم آنها، بلکل «هو الحق المتعال الذی لا اله الا هو.»
امام صادق (ع) فرمودند: «هر مردی که متعه نماید، به هنگام غسل، از هر قطره آبی که به زمین می ریزد، خداوند هفتاد ملائکه آفریده، برای غسل کننده تا روز قیامت تسبیح نموده و بر کسانی که از متعه اجتناب می کنند، لعنت می فرستند.»

پایان.


۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

حوریان و دختران بهشتی - بخش دوم




محمد ابن عبدالله: «همانا بهشتیان به چیزی بیشتر از نکاح اشتها ندارند و لذت نمی برند.» (لئالی ص 503)

در پست قبل (حوریان و دختران بهشتی - بخش یکم) معنی لغت حور را گفتیم و به آیاتی از قرآن که در این باره آمده است اشاره کردم، و روایاتی از محمد و علی در وصف حوریان بهشتی آوردیم.
در این پست به ادامه ی بحث می پردازیم، و باز هم روایاتی از محمد و علی آورده ام تا دوستان بهتر با طرز فکر و آمال و آرزو های پیشوایان اسلام آشنا شوند. در ضمن شما اگر به کتاب های مذهبی دقت کرده باشید، به علاقه ی شدید پیشوایان اسلام نسبت به اعداد هفت، هفتاد، صد و هزار پی خواهید برد! به عنوان نمونه:
«توان بدنی انسان در کامیابی از زنان به اندازه صد نفر می گردد.»
هر یک از آن حوریان، هفتاد حله پوشیده اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حله معلوم است.
از جماع با هر یک از آن حوریان لذت صد مرد را می یابد که هر یک چهل سال خواهش مجامعت داشته باشند و برایشان میسر نشده باشد.
پس آن مومن با قوت صد جوان با آن حوری جماع کند و یک معانقه با او هفتاد سال طول می کشد.
و ...


حوریان و دختران بهشتی

حضرت علی (ع) فرمودند: هنگامی که ذوست خدا با زنان خویش صحبت می کند و به انواع نعمت های بهشت متنعم می باشد، زنی از حوریان که در حجات غزت محتجب می باشد و مومنی او را ندیده است و نمی داند که او از زنانش می باشد، نقاب حجاب از جهره ی چون آفتابش بر می افکند و از غرفه ی خود بر دوست خدا مشرف می گردد و پرتو خورشید جمال او، جمیع قصر ها و منازل خدا را مملو از نور می نماید.
مومن از آن حالت متعجب گشته و چون به جانب بالا نظر می کند نگاهش بر زنی می افتد که مانند او ندیده است، که از شعاع نور جمال او دیده اش خیره می گردد.
پس آن حوری به او ندا می کند: آیا وقت آن نشده است که سایه ی دولت بر سر ما بیفکنی؟
دوست خدا می گوید: تئ کیستی؟
حوری می گوید: من آن کسی هستم که حق تعالی مرا در قرآن مجید یاد کرده است در آنجا که می فرماید: "هر چه بخواهند در آنجا برای آنها هست و نزد ما نعمت های بیشتری است" (سوره ق، آیه 35)
پس آن مومن با قوت صد جوان با آن حوری جماع کند و یک معانقه با او هفتاد سال طول می کشد.
مومن متحیر می باشد که نظر به کدام عضو آن حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او.
بر هر عضو او نگاه می کند از شدت نور و صفا، روی خود را در آن مشاهده می نماید.
پس در این حال زن دیگری بر او مشرف می گردد که خوشرو تر و خوشبو یتر از اولی است.
آن حوری به او ندا می کند: ای دوست خدا هنگام آن نشده است که بسوی ما نظر لطف بنمایی؟
مومن می گوید: تو کیستی؟
می گوید: من آن کسی هستم که خدای رحیم در قرآن کریم مرا یاد کرده است، در آنجا که می فرماید: "هیچ کسی نمی داند چه پاداش های مهمی که مایه ی روشنی چشم هاست برای آنها نهفته شده است، این پاداش کارهایی است که انجام می دادند(سوره سجده، آیه 17). (بحار الانوار ج 8 ح 205)

*****

حضرت امیرالمومنین (ع) فرمودند: هیچ مومنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خداوند غنی، پانصد حوری به او عطا فرماید که با هر حوری هفتاد غلام و هفتاد کنیز نیز می باشد که هر یک مانند لولو منثور و لولو مکنون می باشند.
چنانچه در قرآن مجید آنه را به این دو چیز تشبیه نموده اند، یعنی مروارید پراکنده شده از بسیاری ایشان و نیکی ایشان، مروارید مکنون یعنی در میان صدف پنهان که دستی به او نرسیده و دیده ای او را ندیده است.
هر یک را هفت قصر می بخشد که در هر قصری، هفتاد خانه می باشد. در هر خانه هفتاد تخت و بر هر تختی هفتاد فرش گسترده شده است و بر روی آن ها حوریه هایی از سفید پوستان سیاه چشم یا گشاده چشم نشسته اند. (بحار الانوار ج 8 ح 205)

*****

از رسول اکرم (ص) از تفسیر این آیه کریمه که حق تعالی می فرماید: "لکن کسانی که تقوای الهی پیشه کنند برای آنها غرفه ها و کاخ هایی بنا شده که بروی آنها نیز غرفه هایی قرار دارد و از زیر آنها نهر ها می گذرد و خداوند خلاف وعده نمی کند."(سوره زمر، آیه 20)
پرسیدند: این غرفه ها برای چه کسی را بنا کرده اند یا به چه چیز بنا کرده اند؟
حضرت فرمودند: این غرفه ها را حق تعالی برای دوستانش بنا کرده است به مروارید و یاقوت و زبرجد و سقف های آنها از طلا است و به نقره منقش و مزین ساخته اند و هر غرفه هزار در دارد و بر هر دری ملکی دربان است و در آن غرفه ها فرشهای عالی بر روی یکدیگر گسترده اند که بسیار بلند شده است از حریر و دیبا به رنگ های مختلف و در میان آن فرش ها را از مشک و عنبر و کافور بهشت پر کرده اند.
پس چون مومن را در بهشت به این منازل در آوردند تاج پادشاهی و کرامت بر سرش می گذارند و حله های زینت شده به یاقوت و مروارید بیفکنند و هفتاد حله به رنگ های مختلف زینت شده به طلا و نقره و مروارید و یاقوت سرخ به او می پوشانند.
پس چون مومن بر تخت خود بنشیند، تخت از شادی به حرکت آید و بر خود ببالد.
پس چون مومن در منازل خود قرار گیرد ملکی که موکل است به باغ های او اجازه خواهد که بیاید و به او کرامت های الهی تبریک و تهنیت بگوید.
پس خدمتکاران مومن از کنیزان و غلامان به آن ملک گویند: مدتی در این جا باش، چون دوست خدا بر تخت خود تکیه فرموده و زوجه ی خورالعین او مهیای ملاقات او شده است. صبر کن تا دوست خدا از کار خود فارغ شود.
پس حوریه ای که برای او در این منزل مهیا کرده اند از خیمه ی خود بیرون آید و روی به تخت مومن بخرامد و کنیزانش بر دور او احاطه کرده باشند و هفتاد حله پوشیده باشد بافته به یاقوت و مروارید و زبرجد و حله هایش را به مشک و عنبر رنگین کرده باشند و بر سرش تاج کرامت نهاده و نعلین طلا، زینت داده شده به یاقوت و مروارید در پا کشیده و بند نعلین از یاقوت سرخ آراسته.
پس چون به نزدیک دوست خدا می رسد. آن ولی خدا از شوق، اراده نماید که برای او برخیزد.
آن حوری می گوید: ای دوست خدا! امروز روز سختی و مشقت تو نیست! بر مخیز که من از برای توام و تو از برای منی.
چون به نزد او می آید با پانصد سال از سال های دنیا همدیگر را می بوسند که برای هیچ کدامشان، خستگی و ملال حاصل نمی گردد.
پس نظر به گردن حوریه می کند و در گردنش طوقی از یاقوت سرخ مشاهده می نماید که در وسطش لوحی می باشد و بر آن لوح نوشته است: "تو ای دوست خدا، تو محبوب من و من محبوب توام، شوق من برای تو به نهایت رسیده و شوق تو برای من به نهایت رسیده است."
پس حق تعالی هزار ملک بفرستد که به او تبریک بگویند. پس چون به در اول از در های بهشت آن مومن برسند و ... (بحار الانوار ج 8 ص 157 ح 98)

ادامه دارد ...

۱۳۸۷ آبان ۲, پنجشنبه

حوریان و دختران بهشتی - بخش یکم




«بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذت می برند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان می باشد.» (وسائل ج 14 ص 10)

صد ها سال است که انسان ها خون یکدیگر را می ریزند تا به بهشت راه یابند. براستی بهشت چه دارد که این چنین شیفته ی آن شده اند؟ در این پست و سری پست های بعد می خواهم برادران مسلمان را با حوریانی که در قرآن و احادیث به ایشان وعده داده شده است آشنا سازم، خواهران مسلمان نیز با مشخصات رقیبان خود در بهشت آگاه شوند.
با خواندن مطالب زیر با طرز فکر و آمال و آرزو های اعراب 1400 سال پیش آشنا می شویم. به طور مثال آرزوی همبستر شدن با هفتاد حوری که سفیدی ساق پایشان از زیر هفتاد حله مشخص است و همیشه نیز باکره هستند. توان بدنیشان در کامیابی از زنان به اندازه ی صد نفر شود. داشتن ظرفهای طلا و نقره ی پر از یاقوت و مروارید و ...
این ها اوج لذت یک عرب در 1400 سال پیش و متاسفانه برخی مردمان در حال حاظر می باشد که برای دستیابی به این وعده ها حاظرند بکشند و کشته شوند.
من که با خواندن این مطالب بیاد سخنان فروید و دیگر بزرگان افتادم.

مطالب نیز از کتاب "بهشت و حوریان بهشتی"، (ناشر: شمیم گل نرگس) جمع آوری شده است.



حوریان و دختران بهشتی

حور جمع حورا است و حورا به دختر جوان و باکره و سفید و بسیار زیبا و سیاه چشم گفته می شود که دارای پستانهای بسیار زیبایی که گرد و تازه رسیده و کمی برآمده اند می باشند.

قرآن می فرماید:
«(برای پرهیزگاران)، دخترانی بسیار جوان و هم سن و سال، و جامهایی لبریز و پیاپی (از شراب طهور). در آنجا نه سخن لغو و بیهوده ای می شنوند و نه دروغی، این جزایی است از سوی پروردگارت و عطیه ای است کافی.» (سوره نبا آیه 33 تا 36)

*****

«برای بهشتیان، همسرانی پاک و پاکیزه است و جاودانه در آن خواهند بود.» (سوره بقره، آیه 25)
*****

«همسرانی پاکیزه برای بهشتیان خواهد بود و آنان را در سایه های گسترده (و فرح بخش) جای می دهیم.» (سوره نسا آیه 57)

*****

«نزد بهشتیان، همسرانی است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته اند و همسن و سالند.» ( سوره ص آیه 51)

*****

«(بهشتیان) همسرانی از حورالعین (سیاه چشم و بسیار زیبا) دارند همچون مروارید در صدف پنهان. اینها پاداشی است که در برابر اعمال که انجام می دادند.» (سوره واقعه آیه 22 تا 24)

*****

«نزد بهشتیان همسرانی زیبا چشم است که جز به شوهران خود عشق نمی ورزند، گویی (از لطافت و سفیدی) همچون تخم مرغهایی هستند که (در زیر بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انسانی هرگز آن را لمس نکرده است).» (سوره صافات آیه 48 و 49)

*****

«در آن باغ هایی بهشتی، زنانی هستند که جز به همسران خود غشق نمی ورزند و هیچ انس و جن پیش از اینها با آنها تماس نگرفته (و نزدیکی نکرده است).
پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟!
آنها همچون یاقوت و مرجانند.
پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟!» (سوره الرحمن آیه 56 تا 61)

*****

«در آن باغ های بهشتی، زنانی نیکو خلق و زیبایند،
پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟!
حوریانی که در خیمه های بهشتی مستورند،
پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟!
هیچ انس و جن، پیش از ایشان با آنها تماس نگرفته (و دوشیزه و باکره اند)،
پس کدامین نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟!
این در حالی است که بهشتیان بر تخت هایی تکیه زده اند که با بهترین و زیباترین پارچه های سبز رنگ پوشیده شده است». (سوره الرحمن آیه 70 تا 76)

*****

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اگر زنی از بهشت، در شبی تاریک از آسمان مشرف شود و در دنیا نظر کند برتر از ماه شب چهارده نور افشانی می کند و بوی خوش او به همه ی اهل زمین می رسد.» (لئالی ص 502)

*****

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «همانا بهشتیان به چیزی بیشتر از نکاح اشتها ندارند و لذت نمی برند.» (لئالی ص 503)

*****

در حدیثی بدین مضمون آمده است که: «بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذت می برند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان می باشد.» (وسائل ج 14 ص 10)

*****

و نیز در حدیثی آمده است که: «توان بدنی انسان در کامیابی از زنان به اندازه صد نفر می گردد.» (کنز العمال ج 14 ص 468)

*****

حضرت علی (ع) فرمودند: «حق تعالی حوریان را با درختان بهشت خلق کرده است. و ایشان را برای شوهرانشان که در دنیا آفریده و در قصرها و خیمه های ایشان ساکن گردانیده، چنانچه فرموده است: «حوریانی که در خیمه های بهشتی مستورند.» (سوره الرحمن آیه 72 : "حور مقصورات فی الخیام.")
هر یک از آن حوریان، هفتاد حله پوشیده اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حله معلوم است مانند شراب سرخ که در میان آبگینه سفید معلوم می شود یا رشته ی سفید که از میان یاقوت سرخ ظاهر می باشد.
از جماع با هر یک از آن حوریان لذت صد مرد را می یابد که هر یک چهل سال خواهش مجامعت داشته باشند و برایشان میسر نشده باشد.
آن حوریان همیشه جوان و همسن وسال هستند و باکره اند و بعد از مجامعت، بکارت ایشان عود می نماید و چنانند که خدا در قرآن مجید ایشان را وصف نموده که: «نیکو اخلاق و نیکو روی هستند» (سوره الرحمن آیه 70 "فیهن خیرات حسان")، «هیچ انس و جنی پیشتر با آنها نزدیکی نکرده است» (سوره الرحمن آیه 74 "لم یطمثهن انس قبلهن و لا جان.")، «ایشان در صفا مانند یاقوت و در سفیدی مانند مروارید هستند» (سوره الرحمن آیه 58 "کانهن الیاقوت و المرجان") و بدرستی که در بهشت نهری هست که در دو طرفش کنیزان بسیاری ایستاده اند.
پس پروردگار مهربان به آنها امر می فرماید" «به بندگان من تمجید و تسبیح و تحمید مرا بشنوانید.»
پس ایشان صدا بلند می کنند و به سرود و الحان و نغمات و ترجیعات که خلایق هرگز مانند آنها نشنیده باشند. پس اهل بهشت از استماع آن نغمه ها به شادی و طرب می آیند.» (بحار الانوار ج 8 ح 205)

*****

رسول اکرم (ص) فرمودند: "گاه هست که مومنی بر تخت خود تکیه داده است، ناگاه شعاع نوری او را فرا می گیرد. در آن حال به خدمتکاران خود می گوید: "این شعاع تابان از کجا بود؟"
ایشان می گویند: "این نور حوریه ای است که هنوز تو او را ملاقات نکرده ای. آن حوریه از شوق لقای تو از خیمه ی خود سر بیرون کرد و به تو نظر کرد، او خواهان تو شده است و محبت تو بر او غالب گردیده است و چون تو را دید که بر تخت تکیه داده ای از کثرت شوق و فرح، متبسم شد و آن شعاعی که مشاهده نمودی و نوری که تو را گرفت از سفیدی و صفا و پاکیزگی و نزاکت دندانهای او بود."
پس دوست خدا می گوید: "او را رخصت دهید که از منزل خود فرود آمده و به نزد من بیاید."
چون دوست خدا این را می فرماید، هزار ملازم و هزار کنیز اقدام می نمایند و این بشارت را به حوریه می رسانند. و او از خیمه ی خود فرود می آید و هفتاد حله آراسته به طلا و نقره و مزین یه مروارید و یاقوت و زبرجد و ملون به مشک و عنبر به رنگهای مختلف در بر دارد. از لطافت به حدی باشد که مغز استخوان ساقش از زیر هفتاد حله معلوم می باشد و قامتش هفتاد ذراع و عرض کتفهایش ده ذراع باشد. چون نزدیک دوست خدا رسد خادمان ظرفهای طلا و نقره ی پر از یاقوت و مروارید و زبرجد را بیاورند و نثار او کنند. آنها مدتها دست در گردن یکدیگر در آورند و خستگی و ملالی برایشان بوجود نمی آید." (بحار الانوار ج 8 ص 157 ح 98)

ادامه دارد ...